پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۵

جوهر وجود عشق بود مابقی غرض

ان فاتکم فلیس لما فات من عوض

شد عمرها که عهد وفا بسته ام به عشق

عمری مضی و عهدی بالعشق ما انتقض

از غیر عشق عض بصر کن که عاقبت

عض انامل است مکافات ترک غض

با اهل بیت عشق و موالات رفض نیست

ور خود بفرض هست فطوبی لمن رفض

ز افسردگی جهل و کسل خشک مانده ای

جز سوز عشق نیست مداوای این مرض

زاهد به زیر سایه اعمال خویش خفت

انهضته بخالص نصح فما انتهض

جامی چو حمل بار محبت به صدق کرد

سهل است حسود کند حمل بر غرض

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۷به کام نفس ز جام فنا نیابی حظ
  2. شمارهٔ ۲۷۸آفتابی تو و اعیان وجودت مطلع
  3. شمارهٔ ۲۷۹جبین نظم حسن رخت راست مطلع
  4. شمارهٔ ۲۸۰مجلسی خواهم تهی از صلح و خالی از نزاع
  5. شمارهٔ ۲۸۱سحر که صوفی صبح از نشیمن ابداع
  6. شمارهٔ ۲۸۲مرا دلیست ز تن غافل و ز جان فارغ
  7. شمارهٔ ۲۸۳گرچه سوزد دل پروانه ز سودای چراغ
  8. شمارهٔ ۲۸۴به ساعد تا نهاد آن سیمبر داغ
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.