پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۳

از یمن عشق سوره یوسف به حکم نص

شد از میان جمله سور« احسن القصص »

ره رو چنان به عشق که نبود خبر تو را

از سخنی عزایم و آسانی رخص

تو خاتمی و حلقه آن سیر دوریت

دل فص آن معارف و اسرار نقش فص

زان نقش کی به اعظم اسمای حق رسد

جز عارفی که از همه خاصان بود اخص

این بس که عشق من به تو هر دم فزون شود

لاشغل لی بحبک لی زاد او نقص

بی ذوق عشق مرد درین خاکدان بود

کالحوت فی البراری والطیر فی القفص

گفتی که چند جامی ازین گریه های تلخ

کم اشرب السموم و کم اجرع الغصص

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۵جوهر وجود عشق بود مابقی غرض
  2. شمارهٔ ۲۷۶تا کی ای خواجه مهندس سخن نقطه و خط
  3. شمارهٔ ۲۷۷به کام نفس ز جام فنا نیابی حظ
  4. شمارهٔ ۲۷۸آفتابی تو و اعیان وجودت مطلع
  5. شمارهٔ ۲۷۹جبین نظم حسن رخت راست مطلع
  6. شمارهٔ ۲۸۰مجلسی خواهم تهی از صلح و خالی از نزاع
  7. شمارهٔ ۲۸۱سحر که صوفی صبح از نشیمن ابداع
  8. شمارهٔ ۲۸۲مرا دلیست ز تن غافل و ز جان فارغ
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.