پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۶

اگر پرده برخیزد از روی کار

نبینی درین پرده جز روی یار

بدانی چو ظاهر شود پردگی

که هم پرده او بود و هم پرده دار

به هر نقش بندی چو پرده ازان

به بیرون در مانده ای پرده وار

درون را ازین نقشها پاک کن

که شاید بیابی درین پرده بار

به پرده درون نیست الا یکی

ز پرده برون است چندین شمار

گر از پرده وحدت آید برون

هزاران جهان بل هزاران هزار

مپندار جامی که داند نشست

به دامان وحدت ز کثرت غبار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۸تو نور مطلقی و دیگران مجالی نور
  2. شمارهٔ ۲۴۹کار من آمد به جان از یار دور
  3. شمارهٔ ۲۵۰مکن در کشتنم زین بیش تقصیر
  4. شمارهٔ ۲۵۱نشستی دور ازین مشتاق مهجور
  5. شمارهٔ ۲۵۲ز ره ملغز چو پرسم تو را به رسم لغز
  6. شمارهٔ ۲۵۳با جگر سوختگان یار نبودی هرگز
  7. شمارهٔ ۲۵۴عمر بگذشت و رخت سیر ندیدم هرگز
  8. شمارهٔ ۲۵۵چون بامداد بینمت ای ماه دلفروز
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.