پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۰

مکن در کشتنم زین بیش تقصیر

چو من مردم ز غم دیگر چه تدبیر

در رحمت بود روی تو بر خلق

برآن در زلف تواز مشک زنجیر

ز زخمت مرد آهوی و من از رشک

دوصید از پا درافکندی به یک تیر

ز عشقت خون دل با شیر خوردم

درین خونخواریم شد موی چون شیر

مه و سیاره را در خواب یوسف

بود خوی کرده رخسار تو تعبیر

تو خوش زی جاودان در هودج ناز

فلک گو ماه را محمل فرو گیر

خمید از بار هجرت پشت جامی

جوانا رحم کن بر حال این پیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۲ز ره ملغز چو پرسم تو را به رسم لغز
  2. شمارهٔ ۲۵۳با جگر سوختگان یار نبودی هرگز
  3. شمارهٔ ۲۵۴عمر بگذشت و رخت سیر ندیدم هرگز
  4. شمارهٔ ۲۵۵چون بامداد بینمت ای ماه دلفروز
  5. شمارهٔ ۲۵۶خالیست ازان رشک پری خانه ام امروز
  6. شمارهٔ ۲۵۷از شوق تو شوریست عجب در سرم امروز
  7. شمارهٔ ۲۵۸لله الحمد آن جان و جهان آمد باز
  8. شمارهٔ ۲۵۹نبود عروس ملک سزای کنار و بوس
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.