فهرست اشعار
- شمارهٔ ۳۶۱ هر دم از کوی تو خواهم من شیدا بروم
- شمارهٔ ۳۶۲ برون خرام که تا در ره تو خاک شوم
- شمارهٔ ۳۶۳ کردی ز راندگان در خود شماره ام
- شمارهٔ ۳۶۴ خوش آنکه آینه سان رو به روی آن پسر افتم
- شمارهٔ ۳۶۵ از نهانخانه وصل تو جدا افتادم
- شمارهٔ ۳۶۶ گر ز بار غم هجر تو به تنگ است دلم
- شمارهٔ ۳۶۷ ای روشن از فروغ رخت خانه دلم
- شمارهٔ ۳۶۸ من بسی خوبان عالم دیده ام
- شمارهٔ ۳۶۹ روز مردن کز وصال دوستان دل برکنم
- شمارهٔ ۳۷۰ گوهر نایابی و من بهر تو جان میکنم
- شمارهٔ ۳۷۱ چو نیست بخت که شب روی روشنت نگرم
- شمارهٔ ۳۷۲ عجب دردیست در جانم که درمانش نمیدانم
- شمارهٔ ۳۷۳ شب خیالت چو شود پردگی منظر چشم
- شمارهٔ ۳۷۴ ندارم صبر کز روی تو چشم خون فشان بندم
- شمارهٔ ۳۷۵ مرا کی باشد آن یارا که چشم از یار بربندم
- شمارهٔ ۳۷۶ چو ماه من سفری شد وطن نمی خواهم
- شمارهٔ ۳۷۷ شب نیست که از شوق رخت زار نمیرم
- شمارهٔ ۳۷۸ آن عید جان کجاست که قربان او شویم
- شمارهٔ ۳۷۹ عقل می گفت که چند است صفات تو و چون
- شمارهٔ ۳۸۰ نیست جز رشته جان آن لب باریک و دهان
- شمارهٔ ۳۸۱ جان شیرین است گفتم آن دولب گفت آن دهان
- شمارهٔ ۳۸۲ رفتی و دیده ام به وداع تو خون فشان
- شمارهٔ ۳۸۳ ای رخ تو جنت اهل یقین
- شمارهٔ ۳۸۴ خوانی کشیده عشق سزاوار آفرین
- شمارهٔ ۳۸۵ ساقی برآمد ابر بهاران
- شمارهٔ ۳۸۶ ای در غمت انگشت نما سبحه شماران
- شمارهٔ ۳۸۷ عنایتی نکند یار نازنین با من
- شمارهٔ ۳۸۸ بیا جانا که تنگ آمد ز هجرانت جهان بر من
- شمارهٔ ۳۸۹ دارند جمع ما را خوبان مو پریشان
- شمارهٔ ۳۹۰ ای از تو به خون دل رنگین چو گلم دامان
- شمارهٔ ۳۹۱ گر یار ما را پروای یاران
- شمارهٔ ۳۹۲ درین راهم گشادی نیست چندان
- شمارهٔ ۳۹۳ امشب افتاده ست شوری در میان عاشقان
- شمارهٔ ۳۹۴ گنج خوشی است کنج خرابات عاشقان
- شمارهٔ ۳۹۵ زآب چشم کوهکن کان لاله گون آمد برون
- شمارهٔ ۳۹۶ مگو چو لب بگشایی که خنده برشکر است این
- شمارهٔ ۳۹۷ چون نهم سر در رهت یعنی که خاک پاست این
- شمارهٔ ۳۹۸ آن نازنین جوان را میل شکار جان بین
- شمارهٔ ۳۹۹ بیا ای همچو گل رنگین تو را دامن به خون من
- شمارهٔ ۴۰۰ بیا بر آستان خود ببین روی نیاز من
- شمارهٔ ۴۰۱ نیست جز اقرار عشق حاصل گفتار من
- شمارهٔ ۴۰۲ چین در جبین فکنده گذشتی به سوی من
- شمارهٔ ۴۰۳ بیا ای ساقی گلرخ می گلرنگ گردان کن
- شمارهٔ ۴۰۴ تا کی از جان خود جدا بودن
- شمارهٔ ۴۰۵ ای ز لعل لب تو خون دل من
- شمارهٔ ۴۰۶ زنی بر دل ز مژگان زخم و داری ابروان پنهان
- شمارهٔ ۴۰۷ مه ترکی زبان من نداند فارسی چندان
- شمارهٔ ۴۰۸ خواجه درمانده فرج است و گرفتار گلو
- شمارهٔ ۴۰۹ قسم به نون و قلم یعنی آن قد و ابرو
- شمارهٔ ۴۱۰ ساقیا خیز که چون داس زر آمد مه نو
- شمارهٔ ۴۱۱ آن تندخو که آمد خون ریختن فن او
- شمارهٔ ۴۱۲ تا نموده ست سر از طرف کله کاکل تو
- شمارهٔ ۴۱۳ خورشید و ماه را چه برابر کنم به تو
- شمارهٔ ۴۱۴ فصل بهار شد بگشا چشم انتباه
- شمارهٔ ۴۱۵ ای ز سنبل خط تو برگل نقاب انداخته
- شمارهٔ ۴۱۶ شاهد گل باز زنگاری نقاب انداخته
- شمارهٔ ۴۱۷ بر طرف ماه زلف تو آمد شب سیاه
- شمارهٔ ۴۱۸ من که از سوز دل غمزده گشتم همه آه
- شمارهٔ ۴۱۹ ابروی تو هرکه دید ای ماه
- شمارهٔ ۴۲۰ با اشک خونین دور از تو ای ماه
متن اشعار به نقل از گنجور.