پرش به محتوای اصلی
جامی

جامی

غزلیات

۴۹۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۶۱ هر دم از کوی تو خواهم من شیدا بروم
  2. شمارهٔ ۳۶۲ برون خرام که تا در ره تو خاک شوم
  3. شمارهٔ ۳۶۳ کردی ز راندگان در خود شماره ام
  4. شمارهٔ ۳۶۴ خوش آنکه آینه سان رو به روی آن پسر افتم
  5. شمارهٔ ۳۶۵ از نهانخانه وصل تو جدا افتادم
  6. شمارهٔ ۳۶۶ گر ز بار غم هجر تو به تنگ است دلم
  7. شمارهٔ ۳۶۷ ای روشن از فروغ رخت خانه دلم
  8. شمارهٔ ۳۶۸ من بسی خوبان عالم دیده ام
  9. شمارهٔ ۳۶۹ روز مردن کز وصال دوستان دل برکنم
  10. شمارهٔ ۳۷۰ گوهر نایابی و من بهر تو جان می‌کنم
  11. شمارهٔ ۳۷۱ چو نیست بخت که شب روی روشنت نگرم
  12. شمارهٔ ۳۷۲ عجب دردی‌ست در جانم که درمانش نمی‌دانم
  13. شمارهٔ ۳۷۳ شب خیالت چو شود پردگی منظر چشم
  14. شمارهٔ ۳۷۴ ندارم صبر کز روی تو چشم خون فشان بندم
  15. شمارهٔ ۳۷۵ مرا کی باشد آن یارا که چشم از یار بربندم
  16. شمارهٔ ۳۷۶ چو ماه من سفری شد وطن نمی خواهم
  17. شمارهٔ ۳۷۷ شب نیست که از شوق رخت زار نمیرم
  18. شمارهٔ ۳۷۸ آن عید جان کجاست که قربان او شویم
  19. شمارهٔ ۳۷۹ عقل می گفت که چند است صفات تو و چون
  20. شمارهٔ ۳۸۰ نیست جز رشته جان آن لب باریک و دهان
  21. شمارهٔ ۳۸۱ جان شیرین است گفتم آن دولب گفت آن دهان
  22. شمارهٔ ۳۸۲ رفتی و دیده ام به وداع تو خون فشان
  23. شمارهٔ ۳۸۳ ای رخ تو جنت اهل یقین
  24. شمارهٔ ۳۸۴ خوانی کشیده عشق سزاوار آفرین
  25. شمارهٔ ۳۸۵ ساقی برآمد ابر بهاران
  26. شمارهٔ ۳۸۶ ای در غمت انگشت نما سبحه شماران
  27. شمارهٔ ۳۸۷ عنایتی نکند یار نازنین با من
  28. شمارهٔ ۳۸۸ بیا جانا که تنگ آمد ز هجرانت جهان بر من
  29. شمارهٔ ۳۸۹ دارند جمع ما را خوبان مو پریشان
  30. شمارهٔ ۳۹۰ ای از تو به خون دل رنگین چو گلم دامان
  31. شمارهٔ ۳۹۱ گر یار ما را پروای یاران
  32. شمارهٔ ۳۹۲ درین راهم گشادی نیست چندان
  33. شمارهٔ ۳۹۳ امشب افتاده ست شوری در میان عاشقان
  34. شمارهٔ ۳۹۴ گنج خوشی است کنج خرابات عاشقان
  35. شمارهٔ ۳۹۵ زآب چشم کوهکن کان لاله گون آمد برون
  36. شمارهٔ ۳۹۶ مگو چو لب بگشایی که خنده برشکر است این
  37. شمارهٔ ۳۹۷ چون نهم سر در رهت یعنی که خاک پاست این
  38. شمارهٔ ۳۹۸ آن نازنین جوان را میل شکار جان بین
  39. شمارهٔ ۳۹۹ بیا ای همچو گل رنگین تو را دامن به خون من
  40. شمارهٔ ۴۰۰ بیا بر آستان خود ببین روی نیاز من
  41. شمارهٔ ۴۰۱ نیست جز اقرار عشق حاصل گفتار من
  42. شمارهٔ ۴۰۲ چین در جبین فکنده گذشتی به سوی من
  43. شمارهٔ ۴۰۳ بیا ای ساقی گلرخ می گلرنگ گردان کن
  44. شمارهٔ ۴۰۴ تا کی از جان خود جدا بودن
  45. شمارهٔ ۴۰۵ ای ز لعل لب تو خون دل من
  46. شمارهٔ ۴۰۶ زنی بر دل ز مژگان زخم و داری ابروان پنهان
  47. شمارهٔ ۴۰۷ مه ترکی زبان من نداند فارسی چندان
  48. شمارهٔ ۴۰۸ خواجه درمانده فرج است و گرفتار گلو
  49. شمارهٔ ۴۰۹ قسم به نون و قلم یعنی آن قد و ابرو
  50. شمارهٔ ۴۱۰ ساقیا خیز که چون داس زر آمد مه نو
  51. شمارهٔ ۴۱۱ آن تندخو که آمد خون ریختن فن او
  52. شمارهٔ ۴۱۲ تا نموده ست سر از طرف کله کاکل تو
  53. شمارهٔ ۴۱۳ خورشید و ماه را چه برابر کنم به تو
  54. شمارهٔ ۴۱۴ فصل بهار شد بگشا چشم انتباه
  55. شمارهٔ ۴۱۵ ای ز سنبل خط تو برگل نقاب انداخته
  56. شمارهٔ ۴۱۶ شاهد گل باز زنگاری نقاب انداخته
  57. شمارهٔ ۴۱۷ بر طرف ماه زلف تو آمد شب سیاه
  58. شمارهٔ ۴۱۸ من که از سوز دل غمزده گشتم همه آه
  59. شمارهٔ ۴۱۹ ابروی تو هرکه دید ای ماه
  60. شمارهٔ ۴۲۰ با اشک خونین دور از تو ای ماه

متن اشعار به نقل از گنجور.