پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۹

قسم به نون و قلم یعنی آن قد و ابرو

که جز به قبله روی تو نیست ما را رو

تو خود بگوی ز روی تو روی چون تابیم

چنین که پرتو روی تو تافت از هر سو

نشان ز قرب تو داده ست عندلیب به باغ

وگر نه فاخته را چیست نعره کوکو

چرا دگر پس زانو نشینم از غم هجر

چنین که با تو شدم همنشین و همزانو

سوال کرد فضولی که چونی ای مجنون

ز یار خویش جدا گفت این سخن کم گو

مرا ز درد جدایی چه غم که با لیلی

چنان شدم که ندانم که این منم یا او

مدار امید شفا گفتی از لبم جامی

حبیبی انت طبیبی فکیف لا ارجو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۱آن تندخو که آمد خون ریختن فن او
  2. شمارهٔ ۴۱۲تا نموده ست سر از طرف کله کاکل تو
  3. شمارهٔ ۴۱۳خورشید و ماه را چه برابر کنم به تو
  4. شمارهٔ ۴۱۴فصل بهار شد بگشا چشم انتباه
  5. شمارهٔ ۴۱۵ای ز سنبل خط تو برگل نقاب انداخته
  6. شمارهٔ ۴۱۶شاهد گل باز زنگاری نقاب انداخته
  7. شمارهٔ ۴۱۷بر طرف ماه زلف تو آمد شب سیاه
  8. شمارهٔ ۴۱۸من که از سوز دل غمزده گشتم همه آه
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.