پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۰

با اشک خونین دور از تو ای ماه

«بثی و حزنی اشکوا الی الله »

رو در تو دارند از دین و دنیا

مردان دانا رندان آگاه

دامان وصلت نتوان گرفتن

دست از دو عالم ناکرده کوتاه

هرچند گیرم راه سلامت

لطف خرامت بر من زند راه

از سبزه خط بر عارض تو

کامم برآمد بر وجه دلخواه

تو می کشی تیر از سینه من

وز فرقت آن من می کشم آه

جان داد جامی لیکن چه تاوان

لو مات عبد فی حب مولاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۲هست انجمن ما چمنی پر گل و لاله
  2. شمارهٔ ۴۲۳ببین پیاله هزاران به روی دشت ز لاله
  3. شمارهٔ ۴۲۴ز چشمم ریخت چندان آب کامد خون ز دنباله
  4. شمارهٔ ۴۲۵بی لعل تو دل درون سینه
  5. شمارهٔ ۴۲۶غزال من که لبش رو به سبزی آورده
  6. شمارهٔ ۴۲۷وقت گل ترک می و جام که چه
  7. شمارهٔ ۴۲۸گل را فراز شاخ بین در جلوه ناز آمده
  8. شمارهٔ ۴۲۹چو حلقه دور افق بر من است تنگ شده
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.