پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۷

وقت گل ترک می و جام که چه

دوری از یار گل اندام که چه

مجلس آراست گل توبه شکن

توبه از باده گلفام که چه

می پرستان همه در رقص طرب

گر گرانجان نیی آرام که چه

سخن عشق مگو با زاهد

نکته خاص بر عام که چه

گوش بر توست دعاگویان را

زیر لب دادن دشنام که چه

کشته چشم توام زلف بپوش

مرغ بسمل شده را دام که چه

چند ازان لب طلبی جامی کام

پیش اهل کرم ابرام که چه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۹چو حلقه دور افق بر من است تنگ شده
  2. شمارهٔ ۴۳۰تا به چشم تو سرمه ره کرده
  3. شمارهٔ ۴۳۱رخت را مه نخوانند اهل توجیه
  4. شمارهٔ ۴۳۲ای به خوبی رخ تو از مه به
  5. شمارهٔ ۴۳۳بتی که بود چو جانم به سینه جا کرده
  6. شمارهٔ ۴۳۴ای نامه ز خود به خود نوشته
  7. شمارهٔ ۴۳۵سرو من بر رخ گل جعد سمن سای منه
  8. شمارهٔ ۴۳۶ای مرا از آتش سودای تو جان سوخته
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.