پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۴

ای نامه ز خود به خود نوشته

در وی همه نیک و بد نوشته

هر دم صنعت ز لوح هستی

صد حرف سترده صد نوشته

در نقطه خال عارفان را

سر ازل و ابد نوشته

بر صفحه چهره سالکان را

آیات قبول و رد نوشته

در خاک دمیده جان و نامش

نسرین بر و سروقد نوشته

از گل بنموده روی وصفش

گلچهره و لاله خد نوشته

این گفته به عشق خوان که جامی

از عشق نه از خرد نوشته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۶ای مرا از آتش سودای تو جان سوخته
  2. شمارهٔ ۴۳۷خوش آنکه بود ز تو خانه ام پریخانه
  3. شمارهٔ ۴۳۸ای شکل قدت پیکری از سیم سارا ریخته
  4. شمارهٔ ۴۳۹ماییم ز مشرب مغانه
  5. شمارهٔ ۴۴۰ای چو جان در دل من جا کرده
  6. شمارهٔ ۴۴۱ای به بالا بلای جان همه
  7. شمارهٔ ۴۴۲منم عاشق و بیدل و مبتلا
  8. شمارهٔ ۴۴۳تا چو قدح با دل پر خون نیی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.