پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۹

ماییم ز مشرب مغانه

در کوی مغان گرفته خانه

همواره می مغانه نوشیم

بر نغمه چنگ یا چغانه

عشق است ترانه گو درین بزم

غافل منشین ازین ترانه

زاهد که ز زهد خشک خواند

این تازه ترانه را فسانه

از سبحه مقید عدد ماند

کی راه برد به آن یگانه

جامی که ز دیدن حجب بود

در رفع حجاب جاودانه

چون دید که آن حجب جز او نیست

برخاست حجابش از میانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۱ای به بالا بلای جان همه
  2. شمارهٔ ۴۴۲منم عاشق و بیدل و مبتلا
  3. شمارهٔ ۴۴۳تا چو قدح با دل پر خون نیی
  4. شمارهٔ ۴۴۴چون هوای باغ با این شکل موزون کرده‌ای
  5. شمارهٔ ۴۴۵چه سود ازآنکه کم از کبک خوشخرام نیی
  6. شمارهٔ ۴۴۶خوی خود را کرده ای چون روی و نیکو کرده ای
  7. شمارهٔ ۴۴۷انت شمس البقا و غیرک فی
  8. شمارهٔ ۴۴۸بیا بیا که صدای درای و بانگ حدی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.