پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۲

ای به خوبی رخ تو از مه به

قصه ماه با تو کوته به

به مه آن رخ چرا کنم تشبیه

ترک تشبیه ناموجه به

گرچه آمد «مشبه به » خوب

هست صد بار ازان «مشبه » به

تا شدی تو عزیز مصر جمال

حسن یوسف نهفته در چه به

سر عرفان خوش آید از زاهد

لیکن از عارفان آگه به

قصه اهل دل همیشه خوش است

ذکر شیخان شهر گه گه به

در وطن ذکر کعبه جامی چند

خیز کین گفت و گوی در ره به

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۴ای نامه ز خود به خود نوشته
  2. شمارهٔ ۴۳۵سرو من بر رخ گل جعد سمن سای منه
  3. شمارهٔ ۴۳۶ای مرا از آتش سودای تو جان سوخته
  4. شمارهٔ ۴۳۷خوش آنکه بود ز تو خانه ام پریخانه
  5. شمارهٔ ۴۳۸ای شکل قدت پیکری از سیم سارا ریخته
  6. شمارهٔ ۴۳۹ماییم ز مشرب مغانه
  7. شمارهٔ ۴۴۰ای چو جان در دل من جا کرده
  8. شمارهٔ ۴۴۱ای به بالا بلای جان همه
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.