پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۱

نیست جز اقرار عشق حاصل گفتار من

چهره به خونین رقم حجت اقرار من

عشق تو زآغاز کار برد قرار دلم

تا به چه گیرد قرار عاقبت کار من

خانه من پست شد رخنه به جان درفتاد

ریخت درون سیل عشق از درو دیوار من

هر غم دشوار را روی درآسانی است

هیچ گه آسان نشد این غم دشوار من

داغ تو دارم به دل نقش بر او نام تو

این رقم دولت است سکه دینار من

چند سگانت کشند درد سر پاسبان

پاس شبت را بس است دیده بیدار من

بس که دهم جامیا درد و غم از دل برون

مجلس ماتم بود دفتر اشعار من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۳بیا ای ساقی گلرخ می گلرنگ گردان کن
  2. شمارهٔ ۴۰۴تا کی از جان خود جدا بودن
  3. شمارهٔ ۴۰۵ای ز لعل لب تو خون دل من
  4. شمارهٔ ۴۰۶زنی بر دل ز مژگان زخم و داری ابروان پنهان
  5. شمارهٔ ۴۰۷مه ترکی زبان من نداند فارسی چندان
  6. شمارهٔ ۴۰۸خواجه درمانده فرج است و گرفتار گلو
  7. شمارهٔ ۴۰۹قسم به نون و قلم یعنی آن قد و ابرو
  8. شمارهٔ ۴۱۰ساقیا خیز که چون داس زر آمد مه نو
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.