پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۲

چین در جبین فکنده گذشتی به سوی من

زنجیر کرده ای در رحمت به روی من

از زخم ناخنم تن لاغر شد استخوان

باز آکه شد سفید ز هجر تو موی من

بود آرزوی خاطر من خط بر آن عذار

گردون برآب زد رقم آرزوی من

روزی که چرخ ز آب و گل من سبو کند

خواهد شکست سنگ جفایت سبوی من

هرگز نیافتم به تو ره گرچه در رهت

صد بار سوده شد قدم جست و جوی من

خو کرده ام به هر چه ز خوی تو می رسد

خوی تو هست جور وبر آن صبر خوی من

جامی شکست کلک کتابت چو ختم شد

بر وصف نو خطی ورق گفت و گوی من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۴تا کی از جان خود جدا بودن
  2. شمارهٔ ۴۰۵ای ز لعل لب تو خون دل من
  3. شمارهٔ ۴۰۶زنی بر دل ز مژگان زخم و داری ابروان پنهان
  4. شمارهٔ ۴۰۷مه ترکی زبان من نداند فارسی چندان
  5. شمارهٔ ۴۰۸خواجه درمانده فرج است و گرفتار گلو
  6. شمارهٔ ۴۰۹قسم به نون و قلم یعنی آن قد و ابرو
  7. شمارهٔ ۴۱۰ساقیا خیز که چون داس زر آمد مه نو
  8. شمارهٔ ۴۱۱آن تندخو که آمد خون ریختن فن او
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.