پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

۱,۲۵۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ شهریست حسن و زلف و رخت صبح و شام اوست
  2. شمارهٔ ۲۴۲ من کیستم که وصف کنم از جمال دوست
  3. شمارهٔ ۲۴۳ نتوان گفت جز آن سلسله مویاری هست
  4. شمارهٔ ۲۴۴ ای قافله‌سالار ز لیلی خبری نیست
  5. شمارهٔ ۲۴۵ گلزار مگوئید که قصری زبهشت است
  6. شمارهٔ ۲۴۶ چون نسیم از برم آن ماه بناگاه گذشت
  7. شمارهٔ ۲۴۷ رسید از عالم غیبم بشارت
  8. شمارهٔ ۲۴۸ ای ماه و خور از آینه داران جمالت
  9. شمارهٔ ۲۴۹ سود ره عشق چیست جمله زیان است
  10. شمارهٔ ۲۵۰ دانی چه تمیز است میان تن و جانت
  11. شمارهٔ ۲۵۱ عشق است که بر درد دل خسته طبیب است
  12. شمارهٔ ۲۵۲ نقش رخ یار سرو قامت
  13. شمارهٔ ۲۵۳ تیغ بکف میرسد شاهد غضبان کیست
  14. شمارهٔ ۲۵۴ چون کنم با سر که سامانیم نیست
  15. شمارهٔ ۲۵۵ تا چمن پیرایه از گلهای صحرائی ببست
  16. شمارهٔ ۲۵۶ مرا جز عشق و سودای تو دین نیست
  17. شمارهٔ ۲۵۷ آن لعل شکربار که صد بار نمک داشت
  18. شمارهٔ ۲۵۸ تو را که یوسف اندر چهِ زنخدان است
  19. شمارهٔ ۲۵۹ بدل رسید سحر پیکی از دیار محبت
  20. شمارهٔ ۲۶۰ از دل خسته چه پرسی که دلم در بر اوست
  21. شمارهٔ ۲۶۱ زعمر رفته دارم بس ندامت
  22. شمارهٔ ۲۶۲ ممکنی را گرچه ممکن چاره ای در کار نیست
  23. شمارهٔ ۲۶۳ اگر نه ذره‌ای از مهر روی معشوقست
  24. شمارهٔ ۲۶۴ سرو و گل گوئی از چمن برخاست
  25. شمارهٔ ۲۶۵ ساقیا می که سلخ شبان است
  26. شمارهٔ ۲۶۶ بمددکاری عشقت زهوس شاید رست
  27. شمارهٔ ۲۶۷ عکس ساقی بقدح نه می گلگون پیداست
  28. شمارهٔ ۲۶۸ این فتنه که چشم تو برانگیخت
  29. شمارهٔ ۲۶۹ مرا بساخت میخانه تا که راهی هست
  30. شمارهٔ ۲۷۰ در سری نیست که از زلف بتی سودا نیست
  31. شمارهٔ ۲۷۱ هر کرا بینی به کیش خویش دارد استقامت
  32. شمارهٔ ۲۷۲ آنچه در مذهب رندان طریقت گنه است
  33. شمارهٔ ۲۷۳ سودای پریشانم یک عمر پریشان داشت
  34. شمارهٔ ۲۷۴ آتشین روی تو را زلف نگویم دود است
  35. شمارهٔ ۲۷۵ مطرب عشق بقانون دگر پرده نواخت
  36. شمارهٔ ۲۷۶ ساقی عشق چو می در قدح مستان ریخت
  37. شمارهٔ ۲۷۷ رعنا غزالم فصل بهار است
  38. شمارهٔ ۲۷۸ بلای جان من خسته سرو بالائیست
  39. شمارهٔ ۲۷۹ از عالمش چه غم که خداوند یار اوست
  40. شمارهٔ ۲۸۰ ترک من زلف سمن‌سا چو به رخ بربشکست
  41. شمارهٔ ۲۸۱ شیوه لاله رخان گر همه جور است و جفاست
  42. شمارهٔ ۲۸۲ پسته دهن بسته زخندیدنت
  43. شمارهٔ ۲۸۳ رفتی و سایه صفت دلشدگان دنبالت
  44. شمارهٔ ۲۸۴ خوب باشد گر ز خوبان سر زند کردار زشت
  45. شمارهٔ ۲۸۵ نوبهاری ظریف و دل بند است
  46. شمارهٔ ۲۸۶ تا سوز دل از آن لب لعل نمکین است
  47. شمارهٔ ۲۸۷ ساقیا خیز که یک نیمه زشعبان بگذشت
  48. شمارهٔ ۲۸۸ از سر کوی تو هرکو به سلامت می‌رفت
  49. شمارهٔ ۲۸۹ ای دل بسینه میطپی این اضطراب چیست
  50. شمارهٔ ۲۹۰ گفتم این لاله است گفت از داغداران منست
  51. شمارهٔ ۲۹۱ ای سلطنت امکان کم پایه زخدامت
  52. شمارهٔ ۲۹۲ چه شد آن فتنه که ناگاه زمحفل برخاست
  53. شمارهٔ ۲۹۳ از برم آن سرو خرامان گذشت
  54. شمارهٔ ۲۹۴ زآن ملک حذر کن که در او پادشهی نیست
  55. شمارهٔ ۲۹۵ کیم من تا توانم دهر زد از هستی به درگاهت
  56. شمارهٔ ۲۹۶ مرا حدیث شکفتی است در کمال غرابت
  57. شمارهٔ ۲۹۷ تا با رقیب یار دمی گرم صحبت است
  58. شمارهٔ ۲۹۸ منم که بندهٔ مملوکم و عبید جلالت
  59. شمارهٔ ۲۹۹ این روز پی خجسته میلاد احمد است
  60. شمارهٔ ۳۰۰ فحش شیرین زلعل شکرخاست

متن اشعار به نقل از گنجور.