پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۳

اگر نه ذره‌ای از مهر روی معشوقست

مقام عشق چرا بر فراز عیوقست

به دشت عشق به هر گام پا نهی ای دل

نیاز عاشق مسکین و ناز مشعوقست

چه نقش کرده به پرچم دلا سپهبد عشق

که سربه‌سر دو جهانش به زیر منجوقست

به کوی باده‌فروشان بگو چه استغناست

که کیمیا برایشان زماد محروقست

به خاکساری و افتادگی‌ست درویشی

نشان فقر نه کشکول و خرقه و بوقست

طراز نطق من آشفته از مدیح علی‌ست

عیان نشان ولایش مرا ز منطوقست

مگر که دست بگیرد مرا در این غوغا

علی که بنده خالق خدای مخلوقست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۵ساقیا می که سلخ شبان است
  2. شمارهٔ ۲۶۶بمددکاری عشقت زهوس شاید رست
  3. شمارهٔ ۲۶۷عکس ساقی بقدح نه می گلگون پیداست
  4. شمارهٔ ۲۶۸این فتنه که چشم تو برانگیخت
  5. شمارهٔ ۲۶۹مرا بساخت میخانه تا که راهی هست
  6. شمارهٔ ۲۷۰در سری نیست که از زلف بتی سودا نیست
  7. شمارهٔ ۲۷۱هر کرا بینی به کیش خویش دارد استقامت
  8. شمارهٔ ۲۷۲آنچه در مذهب رندان طریقت گنه است
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.