پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۱

شیوه لاله رخان گر همه جور است و جفاست

شکوه در مرحله عشق زمعشوق خطاست

همگی عین صوابست خطای معشوق

میشمارند وفا گرچه همه جور و جفاست

به طبیبان چه حوالت کنیم چاره حبیب

درد عشق است و مریضان تو را وصل شفاست

بنوائی بنوازم زکرم مطرب عشق

که دل غمزده عاشق بی برگ و نواست

خواست کابین تو دل مادر ایام بگفت

صبر و دین عقل و خرد مهر تو را شیر بهاست

غلط ار رفت زتو شکوه ببخشای بمن

بخطاکار کرم کردن و اغماض کجاست

همه گلهای چمن خار بود در چشمم

تا گلم را زستم خار جگردوز بپاست

زگزند نظر خلق تو را تا چه رسید

که نظر بستی و ما را همگی جا به فناست

همه بیماری چشمان تو بر جان بخرم

که بلا هر چه بعشاق ببارند رواست

از شفاخانه توحید دوایت جستم

همه آمین ملایک پی امضای دعاست

ایشه ملک ازل ساقی میخانه علی

جرم آشفته ببخشای که درویش سراست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۳رفتی و سایه صفت دلشدگان دنبالت
  2. شمارهٔ ۲۸۴خوب باشد گر ز خوبان سر زند کردار زشت
  3. شمارهٔ ۲۸۵نوبهاری ظریف و دل بند است
  4. شمارهٔ ۲۸۶تا سوز دل از آن لب لعل نمکین است
  5. شمارهٔ ۲۸۷ساقیا خیز که یک نیمه زشعبان بگذشت
  6. شمارهٔ ۲۸۸از سر کوی تو هرکو به سلامت می‌رفت
  7. شمارهٔ ۲۸۹ای دل بسینه میطپی این اضطراب چیست
  8. شمارهٔ ۲۹۰گفتم این لاله است گفت از داغداران منست
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.