پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۵

نوبهاری ظریف و دل بند است

باد را روح راح پیوند است

وه که از گریه های ابر بباغ

صبحدم غنچه در شکرخند است

بار هجر تو بر دل مشتاق

بر سر کاه کوه الوند است

وه که بر عاشقان بود گلخن

بی تو گلشن سمرقند است

آنچه ساقی بجام ریخت بنوش

هان نگوئی که چون یا چنداست

مطرب باغ بلبل عاشق

شور در بوستان درافکنده است

پرده دل درید زخمه عشق

رگ چنگش بموی پیوند است

من وآن سنبل دو زلف سیاه

باغبان از بنفشه خرسند است

نرود دل زحلقه زلفت

چه کند مرغ پای در بند است

باغبان گو زسرو ناز مناز

کی کجا اینچنین برومند است

گفتمش کی رسد بوصل لبت

دل مسکین که آرزومند است

گفت جانش رود بر جانان

هر که او کرد تن پراکند است

کیست جانان علی حقیقت عشق

کافرینش از او برومند است

بسکه وصف شکر لب تو نوشت

کلک آشفته را ثمرقند است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۷ساقیا خیز که یک نیمه زشعبان بگذشت
  2. شمارهٔ ۲۸۸از سر کوی تو هرکو به سلامت می‌رفت
  3. شمارهٔ ۲۸۹ای دل بسینه میطپی این اضطراب چیست
  4. شمارهٔ ۲۹۰گفتم این لاله است گفت از داغداران منست
  5. شمارهٔ ۲۹۱ای سلطنت امکان کم پایه زخدامت
  6. شمارهٔ ۲۹۲چه شد آن فتنه که ناگاه زمحفل برخاست
  7. شمارهٔ ۲۹۳از برم آن سرو خرامان گذشت
  8. شمارهٔ ۲۹۴زآن ملک حذر کن که در او پادشهی نیست
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.