پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۸

منم که بندهٔ مملوکم و عبید جلالت

چه جرم رفت که می‌رانیم ز بزم وصالت

حرام باد مرا زندگی به شام فراقت

بکش به بزم وصالت که خون بنده حلالت

فشاندم از مژه آبی که برنخیزد از آن گرد

بهل که خاک شود تن بر آستان جلالت

ز خون دل شده میراب عمریش مژه من

کنون که شد ثمری غیر گو مچین زنهالت

اگرچه خضر شوم غوطه‌ور به چشمه حیوان

که چون سکندر لب تشنه‌ام به جام زلالت

ز من بر آینه‌ات گر نشسته گرد ملالی

بشوی آینه از آب عفو گرد ملالت

غلام حلقه‌به‌گوشت منم مرا مفروش

اگرچه خلق جهانند هندوی خط و خالت

گمان مدار که کفران نعمت تو نمودم

که هست قوت شبانروزیم ز خوان نوالت

زکات حسن ز درویش خویش باز گرفتی

به آن گمان که فزاید مگر به گنج جمالت

ولی کمال چو دادت خدای مال ببخشای

مباد اینکه رسد آفتی به عین کمالت

اگر به بزم خود آشفته را دوباره بخوانی

دوام عمر بخواهد همی ز حیدر و آلت

علی که داد تمیزت علی که کرد عزیزت

علی که داد جمالت علی که داد جلالت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۰فحش شیرین زلعل شکرخاست
  2. شمارهٔ ۳۰۱ماه من ماه را نخستین است
  3. شمارهٔ ۳۰۲خون همه آفاق بخوردی و بست نیست
  4. شمارهٔ ۳۰۳اندر حریم حسن بتان غیر ناز نیست
  5. شمارهٔ ۳۰۴در گوش به جز عشق توام زمزمه‌ای نیست
  6. شمارهٔ ۳۰۵گویند بهار است و جهان رشک بهشت است
  7. شمارهٔ ۳۰۶گرچه جهان خرم است و فصل بهار است
  8. شمارهٔ ۳۰۷زردی روی مرا آن رخ گلگون باعث
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.