پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۱

ماه من ماه را نخستین است

وقت تجدید عهد پارین است

ماه ماتم برفت و عیش آمد

ساقیا فال نیکوئی این است

ماه نو جز بجام کی بیند

هر کرا دیده جهان بین است

ماه نو شد شراب کهنه بیار

کز می کهنه بزم رنگین است

تلخ چون صبر عاشق مشتاق

کاخر صبر عیش شیرین است

ارتفاع از قدح بگیرد خور

کافتابی منیر و مشکین است

مطرب از راست کن نوای حجاز

که رحیل مخالف دین است

مه میلاد احمد مرسل

پادشاهی که شرعش آئین است

می کش و بر دعای شه کن جهد

که ملک در فلک بآمین است

دین آشفته چیست مدح علی

سنتش طعن دشمن دین است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۳اندر حریم حسن بتان غیر ناز نیست
  2. شمارهٔ ۳۰۴در گوش به جز عشق توام زمزمه‌ای نیست
  3. شمارهٔ ۳۰۵گویند بهار است و جهان رشک بهشت است
  4. شمارهٔ ۳۰۶گرچه جهان خرم است و فصل بهار است
  5. شمارهٔ ۳۰۷زردی روی مرا آن رخ گلگون باعث
  6. شمارهٔ ۳۰۸تو آن شهی که ز افلاکیان ستانی باج
  7. شمارهٔ ۳۰۹مؤذن میخانه زد بانگ صبوح
  8. شمارهٔ ۳۱۰وقت آنست که بیرون فکنی رخت از کاخ
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.