پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۹

این روز پی خجسته میلاد احمد است

روز بروز پرتو انوار سرمد است

هم فرش را بعرش تفوق زمقدش

هم خاک را تفاخر بر فرق فرقد است

از مشعلش چراغ کواکب منور است

از مطبخش سپهر بخاری مصعد است

مریم اگر بفخر زروح مجسم است

آن جان پاک غیرت روح مجرد است

او را بهشت عدن کمین میهمان سراست

جم را گر افتخار بصرح ممرد است

هر جا که طفل مکتب فضلش زبان گشود

آنجا حکیم عقل بتحصیل ابجد است

منسوخ گشت جمله ادیان ما سلف

بشری لکم که نوبت دین مجدد است

امی ولی معلم علم لدنی است

بی سایه لیک سایه او ظل ممتد است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۱ماه من ماه را نخستین است
  2. شمارهٔ ۳۰۲خون همه آفاق بخوردی و بست نیست
  3. شمارهٔ ۳۰۳اندر حریم حسن بتان غیر ناز نیست
  4. شمارهٔ ۳۰۴در گوش به جز عشق توام زمزمه‌ای نیست
  5. شمارهٔ ۳۰۵گویند بهار است و جهان رشک بهشت است
  6. شمارهٔ ۳۰۶گرچه جهان خرم است و فصل بهار است
  7. شمارهٔ ۳۰۷زردی روی مرا آن رخ گلگون باعث
  8. شمارهٔ ۳۰۸تو آن شهی که ز افلاکیان ستانی باج
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.