پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۶

مرا حدیث شکفتی است در کمال غرابت

که از گدای طریقت بشه رسید مهابت

بکوی عشق عجب میکنی زعجز سلاطین

گدای او بشه از عجز کرده شد زغرابت

نثار خاک در دوست میکند دو جهانرا

دعای عاشق صادق اگر کنند اجابت

بیک مناظره عشق مانده است فلاطون

مگو که رای حکیمان بود قرین اصابت

چه غم که عاشق تو زنده پوش بیسرو پاشد

فروغ عشق بس او را پی دلیل نجابت

بود چه بار گران بار عشق روی تو یا رب

که کوه تاب نیاورد با هزار صلابت

زدیدنت برقیبان چسان حسد نبرم من

که دل بدیده حسد میبرد زفرط رقابت

برغم غیر زد آشفته جامی از می وصلت

دعای خسته‌دلان می‌رسد گهی به اجابت

علی است نایب اول ولیک صادر دوم

به غیر عشق که دارد به جای عقل نیابت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۸منم که بندهٔ مملوکم و عبید جلالت
  2. شمارهٔ ۲۹۹این روز پی خجسته میلاد احمد است
  3. شمارهٔ ۳۰۰فحش شیرین زلعل شکرخاست
  4. شمارهٔ ۳۰۱ماه من ماه را نخستین است
  5. شمارهٔ ۳۰۲خون همه آفاق بخوردی و بست نیست
  6. شمارهٔ ۳۰۳اندر حریم حسن بتان غیر ناز نیست
  7. شمارهٔ ۳۰۴در گوش به جز عشق توام زمزمه‌ای نیست
  8. شمارهٔ ۳۰۵گویند بهار است و جهان رشک بهشت است
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.