پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

۱,۲۵۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۰۱ ماه من ماه را نخستین است
  2. شمارهٔ ۳۰۲ خون همه آفاق بخوردی و بست نیست
  3. شمارهٔ ۳۰۳ اندر حریم حسن بتان غیر ناز نیست
  4. شمارهٔ ۳۰۴ در گوش به جز عشق توام زمزمه‌ای نیست
  5. شمارهٔ ۳۰۵ گویند بهار است و جهان رشک بهشت است
  6. شمارهٔ ۳۰۶ گرچه جهان خرم است و فصل بهار است
  7. شمارهٔ ۳۰۷ زردی روی مرا آن رخ گلگون باعث
  8. شمارهٔ ۳۰۸ تو آن شهی که ز افلاکیان ستانی باج
  9. شمارهٔ ۳۰۹ مؤذن میخانه زد بانگ صبوح
  10. شمارهٔ ۳۱۰ وقت آنست که بیرون فکنی رخت از کاخ
  11. شمارهٔ ۳۱۱ پرده بگرفت زرخ آن گل رعنا گستاخ
  12. شمارهٔ ۳۱۲ هر که از عین امتحان بیند
  13. شمارهٔ ۳۱۳ هرکه ما را خراب می‌داند
  14. شمارهٔ ۳۱۴ ای خوش آن صیدی که صیاد باورام بود
  15. شمارهٔ ۳۱۵ رندی که او بکوی مغان ره نشین بود
  16. شمارهٔ ۳۱۶ زلف او چون بجان درآویزد
  17. شمارهٔ ۳۱۷ آن چه گل بود که در شهر ز بستان آمد
  18. شمارهٔ ۳۱۸ آن کیست تا بر گوش جان پیغام جانان آورد
  19. شمارهٔ ۳۱۹ وه که دوشم بچمن یاری و دمسازی بود
  20. شمارهٔ ۳۲۰ اگر که قاصد آن ماه نوسفر زدر آید
  21. شمارهٔ ۳۲۱ بی شایبه زنگ ازدل دیدار تو بزداید
  22. شمارهٔ ۳۲۲ اگر بسینه دل دغدار من باشد
  23. شمارهٔ ۳۲۳ اگر چو شمع ز تو آتشم به سینه نبود
  24. شمارهٔ ۳۲۴ گدای میکده در دست جام جم دارد
  25. شمارهٔ ۳۲۵ لبت به بوسه اهل هوس نشان گردید
  26. شمارهٔ ۳۲۶ یکدم آنرا که فراغت زدو عالم باشد
  27. شمارهٔ ۳۲۷ امشب دل دیوانه غوغای دگر دارد
  28. شمارهٔ ۳۲۸ عجب که بی تو شبی عاشقان بیاسایند
  29. شمارهٔ ۳۲۹ با اینکه چشمانت به دل خنجر بسی بشکسته‌اند
  30. شمارهٔ ۳۳۰ دیدی دلا که اهل جهان را وفا نبود
  31. شمارهٔ ۳۳۱ یادم از آن لب شیرین شکر بار آمد
  32. شمارهٔ ۳۳۲ کالای جان نه چیزی‌ست کِش سرسری توان داد
  33. شمارهٔ ۳۳۳ خطا بر دوست بگرفتی خطا بود
  34. شمارهٔ ۳۳۴ چه شد نایی که اندر نی تو را راه فغان گم شد
  35. شمارهٔ ۳۳۵ باد دی در بوستان اظهار شوکت می‌کند
  36. شمارهٔ ۳۳۶ سحرم نوبتی شاه چو زد نوبت عید
  37. شمارهٔ ۳۳۷ به جنب قامت تو سرو را قیام نماند
  38. شمارهٔ ۳۳۸ اگر عقد می‌فروشت ز شراب حل نسازد
  39. شمارهٔ ۳۳۹ زقتل بنده اگر خواجه میشود خوشنود
  40. شمارهٔ ۳۴۰ مهرت آورد ملایک بر آدم بسجود
  41. شمارهٔ ۳۴۱ نه گمانم آدمی زاده بدین جمال باشد
  42. شمارهٔ ۳۴۲ ای خوش آن شب که شود روز ، ز در یار درآید
  43. شمارهٔ ۳۴۳ گرد عسلی لعل تو مور و مگسانند
  44. شمارهٔ ۳۴۴ گرچه نقش قلم صنع همه زیبا شد
  45. شمارهٔ ۳۴۵ وصل می‌خواست دل و کار به هجر تو کشید
  46. شمارهٔ ۳۴۶ نیمه شب آن مه چو از حجاب برآمد
  47. شمارهٔ ۳۴۷ خیل ترکان چو بشهر از پی یغما آیند
  48. شمارهٔ ۳۴۸ مرا تا نفس خود کامه گرفتار هوا ماند
  49. شمارهٔ ۳۴۹ آنان که حجاب تن و جان را بدریدند
  50. شمارهٔ ۳۵۰ این زنده‌رود دیده ز بس آب می‌دهد
  51. شمارهٔ ۳۵۱ رندان خرابات در میکده بستند
  52. شمارهٔ ۳۵۲ در همه عمر ار شبی وصل میسر شود
  53. شمارهٔ ۳۵۳ عجب مکن گرت آن ترک سیم‌تن بکشد
  54. شمارهٔ ۳۵۴ دردیست غم عشق که درمان نپذیرد
  55. شمارهٔ ۳۵۵ بده ساقیا باده زآن جام سرمد
  56. شمارهٔ ۳۵۶ خامه تا نقش تو مصور کرد
  57. شمارهٔ ۳۵۷ هر که او را چشمه حیوان زکنج لب بجوشد
  58. شمارهٔ ۳۵۸ تو آن نه ای که جفای تو دل بیازارد
  59. شمارهٔ ۳۵۹ تنگست حرم سر زخرابات برآرید
  60. شمارهٔ ۳۶۰ ساقیا زان می کهنه که مه نو سرزد

متن اشعار به نقل از گنجور.