پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۱

یادم از آن لب شیرین شکر بار آمد

طوطی ناطقه ام باز بگفتار آمد

حیرتی داشتم از بستن زنار مغان

یادم از حلقه آنزلف چو زنار آمد

پرتو عشق بدان حمله به تغیر لباس

گه گلستان شد و گه نور و گهی نار آمد

گاه زاهد شد و محراب عبادت بگزید

گاه ساقی شد و در خانه خمار آمد

گه فلاطون شد و بنشست بخم سالی چند

گاه فارابی و با نغمه مزمار آمد

گاه بی پرده چو خورشید بعالم تابید

گه نهان از نظر خلق پریوار آمد

سخن زلف تو تا برد سخن چین در چین

بوی خون صبحدم از نافه تاتار آمد

یار بیرنگ بود نقش مخالف بگذار

آن نه یاراست که در پرده پندار آمد

دور دیگر بزن ایساقی دوران در بزم

تا بگویم که چه بر سبحه و زنار آمد

تار شد روز جهان پرده کش ایشمع ازل

ارنی گوی شدم نوبت دیدار آمد

بحقیقت بشکافند اگر پرده غیب

کی کسی غیر علی محرم اسرار آمد

هر چه آشفته بدیوان ازل سنجیدم

طلعتش مطلع دیباچه انوار آمد

هفت دوزخ بکشد ذره از حب علی

این چه اکسیر که یک قطره به قنطار آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۳خطا بر دوست بگرفتی خطا بود
  2. شمارهٔ ۳۳۴چه شد نایی که اندر نی تو را راه فغان گم شد
  3. شمارهٔ ۳۳۵باد دی در بوستان اظهار شوکت می‌کند
  4. شمارهٔ ۳۳۶سحرم نوبتی شاه چو زد نوبت عید
  5. شمارهٔ ۳۳۷به جنب قامت تو سرو را قیام نماند
  6. شمارهٔ ۳۳۸اگر عقد می‌فروشت ز شراب حل نسازد
  7. شمارهٔ ۳۳۹زقتل بنده اگر خواجه میشود خوشنود
  8. شمارهٔ ۳۴۰مهرت آورد ملایک بر آدم بسجود
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.