پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۰

دیدی دلا که اهل جهان را وفا نبود

وقتی اگر که بوده در ایام ما نبود

گفتی وفا بدهر چو سیمرغ و کیمیاست

جستیم کیمیا و شنان از وفا نبود

بر من جفا پسندی و بر من مدعی وفا

آن در خور جفا و این را وفا نبود

آیا چه شد که اهل هوس خانه کرده اند

در آن حرم که محرم باد صفا نبود

بی پرده گفت مردم چشمم رموز دل ‏

ورنه مرا بدوست سر ماجرا نبود

در کوی میفروش چه حشمت بود که دوش

دیدم گدای او که بفکر غنا نبود

دردی که میدهند دوایش مقرر است

جز دردمند عشق که هیچش دوا نبود

بگذشت شام وصل بیک شکوه از فراق

آوخ که دور عمر جز اینش بقا نبود

او را هزار سلسله دل در قفا روان

گرچه بغیر زلف کسش در قفا نبود

ای هم نفس که هر نفسم بی تو دوزخیست

پاداش غیر لایق کردار ما نبود

بی قوت مرده بود مریض غم تو دوش

او را زخون دیده و دل گر غذا نبود

مجنون نشان زمحمل لیلی چگونه یافت

گر رهنما بقافله او را درا نبود

آشفته را که جز سر سودای تو نداشت

راندن زچین حلقه زلفش سزا نبود

رفتند هر یکی زحریفان بدرگهی

ما را بجز رهی بدر مرتضی نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۲کالای جان نه چیزی‌ست کِش سرسری توان داد
  2. شمارهٔ ۳۳۳خطا بر دوست بگرفتی خطا بود
  3. شمارهٔ ۳۳۴چه شد نایی که اندر نی تو را راه فغان گم شد
  4. شمارهٔ ۳۳۵باد دی در بوستان اظهار شوکت می‌کند
  5. شمارهٔ ۳۳۶سحرم نوبتی شاه چو زد نوبت عید
  6. شمارهٔ ۳۳۷به جنب قامت تو سرو را قیام نماند
  7. شمارهٔ ۳۳۸اگر عقد می‌فروشت ز شراب حل نسازد
  8. شمارهٔ ۳۳۹زقتل بنده اگر خواجه میشود خوشنود
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.