پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۰

مهرت آورد ملایک بر آدم بسجود

حکمت آورد ازین پرده عدم را بوجود

دوزخ از شعله نار غضب تو سوزان

خلد از انعام نعیم تو مخلد بخلود

آدم آنست که داغ تو به پیشانی داشت

مشمر آدمی این جانوران معدود

همه را آرزوی بوسه ای از مقدم تست

گو عیونست و جفونست و خدود است و قدود

پیروانت زهدایت همه هود و صالح

عادیانت همه مردودتر از عاد و ثمود

گرچه از مصر خدائی زتو دارد فرعون

رود نیلت بکشد آخر فرعون جنود

من همان بر حسد آنسگ کو در رشکم

منفعل گر بو آن روز زمحسود و حسود

گو محبت چکند با عمل خویش بحشر

گر بجنت نکند عفو خداوند ودود

بی ولای تو ندارند نماز مقبول

زاهدان روز و شبان گر بقیامند و قعود

از سر کوی علی روی مپیچ آشفته

کادم و نوح از این در طلبیده مقصود

زاهدا من بنجف رقص کنان خواهم رفت

وعده ما بهشت است بروز موعود

سعدی عصر نیم اختر سعدم نبود

شایدم یمن مدیح تو نماید مسعود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۲ای خوش آن شب که شود روز ، ز در یار درآید
  2. شمارهٔ ۳۴۳گرد عسلی لعل تو مور و مگسانند
  3. شمارهٔ ۳۴۴گرچه نقش قلم صنع همه زیبا شد
  4. شمارهٔ ۳۴۵وصل می‌خواست دل و کار به هجر تو کشید
  5. شمارهٔ ۳۴۶نیمه شب آن مه چو از حجاب برآمد
  6. شمارهٔ ۳۴۷خیل ترکان چو بشهر از پی یغما آیند
  7. شمارهٔ ۳۴۸مرا تا نفس خود کامه گرفتار هوا ماند
  8. شمارهٔ ۳۴۹آنان که حجاب تن و جان را بدریدند
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.