پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۹

آنان که حجاب تن و جان را بدریدند

در پرده بجز شاهد جانانه ندیدند

پیمانه بدادند و قدح باز گرفتند

گفتند هنیئا لک و پاسخ بشنیدند

یک طایفه ی رشته تسبیح گرفتند

یک سلسله زنار و چلیپا بگزیرند

جمعی بخرابات بجامی شده آباد

قومی بمناجات مرادند و مریدند

بی سعی گروهی همه در کعبه مجاور

یک قوم طلبکار و بکعبه نرسیدند

اکسیر زخاک در میخانه گرفتیم

بیهوده کسان از زر و زیبق طلبیدند

نازم بخرابات که مستان خرابش

پیمانه و ساغر نه که خمخانه کشیدند

آنان که زدی دست ملامت بزلیخا

یوسف چو بدیدند همه دست بریدند

فوجی بتجمل کمر و تاج ستاندند

قومی زتغافل زسر خویش رمیدند

صد سلسله دل داشت بزلف تو نشیمن

مرغ دل آشفته چو دیدند پریدند

بر کس نسزد کسوت والای ولایت

این جامه ببالای تو از ناز بریدند

آنان که به تو دست خدا دست ندادند

رفتند و سر انگشت بحسرت بگزیدند

قومی که زتو روی باغیار نمودند

از کعبه به بتخانه آزر گرویدند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۱رندان خرابات در میکده بستند
  2. شمارهٔ ۳۵۲در همه عمر ار شبی وصل میسر شود
  3. شمارهٔ ۳۵۳عجب مکن گرت آن ترک سیم‌تن بکشد
  4. شمارهٔ ۳۵۴دردیست غم عشق که درمان نپذیرد
  5. شمارهٔ ۳۵۵بده ساقیا باده زآن جام سرمد
  6. شمارهٔ ۳۵۶خامه تا نقش تو مصور کرد
  7. شمارهٔ ۳۵۷هر که او را چشمه حیوان زکنج لب بجوشد
  8. شمارهٔ ۳۵۸تو آن نه ای که جفای تو دل بیازارد
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.