پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۸

آن کیست تا بر گوش جان پیغام جانان آورد

پیغام بلقیس از سبا سوی سلیمان آورد

تا جان سوی جانان شود تن پای تا سر جان شود

مشتی غبار از ره برد صد روح و ریحان آورد

نالد غریبانه دلم از بی طبیبی روز و شب

تا دردمند عشق را لعل که درمان آورد

راز درون بنهفته به اسرار دل ناگفته به

شاید طبیبی رحمتی بر درد پنهان آورد

در بوستان با دوستان مشغول عیش و عشرتم

آن کیست تا گلزار من سوی گلستان آورد

ای گلشن معنی بیا تا رونق از گلشن رود

بر قالب افسرده ام دیدار تو جان آورد

گلزار روحانی توئی این باغ و گل صورت بود

کی با بهشت جاودان کس نام بستان آورد

با سحر چشم مست تو کس دم زند از دین و دل

با کفر زلفین کجت کس نام ایمان آورد

کو هدهد شهر سبا یعنی طبیب من صبا

آشفته را یک نکهت از ملک سلیمان آورد

الحان پنهان پرورد جز عشق کس اندر جهان

کاو بلبلان شیدا کند مطرب غزلخوان آورد

کلک سخن پرداز من شرم آیدش از حضرتت

تا زیره در کرمان برد لؤلؤ بعمان آورد

در بارگاه شوکتت ای شیر حق باریم نه

گو تا ثنا گو پارسی رخ سوی سلمان آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۰اگر که قاصد آن ماه نوسفر زدر آید
  2. شمارهٔ ۳۲۱بی شایبه زنگ ازدل دیدار تو بزداید
  3. شمارهٔ ۳۲۲اگر بسینه دل دغدار من باشد
  4. شمارهٔ ۳۲۳اگر چو شمع ز تو آتشم به سینه نبود
  5. شمارهٔ ۳۲۴گدای میکده در دست جام جم دارد
  6. شمارهٔ ۳۲۵لبت به بوسه اهل هوس نشان گردید
  7. شمارهٔ ۳۲۶یکدم آنرا که فراغت زدو عالم باشد
  8. شمارهٔ ۳۲۷امشب دل دیوانه غوغای دگر دارد
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.