پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۷

امشب دل دیوانه غوغای دگر دارد

کان دلبر هر جائی رخ جای دگر دارد

نی راست نوائی نو کافزوده بسر شورم

با نائی بزم عشق خود نای دگر دارد

عاشق بملامت ماند عاقل بسلامت رفت

هر صاحب فتوائی خود رای دگر دارد

مجنون دل من بیجا لیلا طلبد از حی

کان لیلی مجنون سوز صحرای دگر دارد

نه گلبن بستانست نه سرو گلستانست

او راست دگر رنگی بالای دگر دارد

در کعبه و بتخانه جستیم نشان از او

مأوا نبود او را مأوای دگر دارد

عاشق نه پی عقبی است نه در طلب دنیا

عقبای دگر جوید دنیای دگر دارد

غواص مپیما بحر بیهوده ببوی در

کان در گرانمایه دریای دگر دارد

در کشور دل ای عقل نوبت مزن و بگذر

کاین ملک خراب آباد دارای دگر دارد

عشقست بدل سلطاتن عشقست شه امکان

کز عرش برین برتر مأوای دگر دارد

گر هفت بود آبا و رچار بود مادر

آن زاده نور حق آبای دگر دارد

ای عالم یونانی وصفش تونمیدانی

این علم دگر باشد دانای دگر دارد

تا زلف پریشانش در دست که افتاده

کامشب سر آشفته سودای دگر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۹با اینکه چشمانت به دل خنجر بسی بشکسته‌اند
  2. شمارهٔ ۳۳۰دیدی دلا که اهل جهان را وفا نبود
  3. شمارهٔ ۳۳۱یادم از آن لب شیرین شکر بار آمد
  4. شمارهٔ ۳۳۲کالای جان نه چیزی‌ست کِش سرسری توان داد
  5. شمارهٔ ۳۳۳خطا بر دوست بگرفتی خطا بود
  6. شمارهٔ ۳۳۴چه شد نایی که اندر نی تو را راه فغان گم شد
  7. شمارهٔ ۳۳۵باد دی در بوستان اظهار شوکت می‌کند
  8. شمارهٔ ۳۳۶سحرم نوبتی شاه چو زد نوبت عید
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.