پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۸

عجب که بی تو شبی عاشقان بیاسایند

که طالبان حرم ره شبانه پیمایند

مبارزان جهان گرچه سخت بازویند

به پیش پنجه آهن زعهده برنایند

نشان عاشق شیدا چه پرسی آن باشد

که در میانه شهرش بخلق بنمایند

کبوتران حرم سایرند و ما ثابت

که عاشقان تو مرغان رشته برپایند

بچشم و غمزه خوبان چه خاصیت دادند

که دل زآهن و فولاد و سنگ بربایند

بس است ناخن مخضوب مهوشان بگواه

چه حاجتست که دستم بخون بیالایند

زما بغیر جهالت بعمر سر نزده

مگر بهمت پیران بما ببخشایند

گر از حرم سوی دیرم همی بری آیم

مرید صادق آن میکند که فرمایند

باین امید برآیند ماه و خور زسپهر

که رخ بخاک در آستان تو سایند

بعهد لیلی و مجنون کمال نیست اگر ‏

زحسن و عشق من و تو بر او بیفزایند

به بسته اند در خیر زاهدان در شهر

در سرای مغانرا مگر که بگشایند

به خاک درگه حیدر گریز آشفته

که نوح و آدم در سایه اش بیاسایند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۰دیدی دلا که اهل جهان را وفا نبود
  2. شمارهٔ ۳۳۱یادم از آن لب شیرین شکر بار آمد
  3. شمارهٔ ۳۳۲کالای جان نه چیزی‌ست کِش سرسری توان داد
  4. شمارهٔ ۳۳۳خطا بر دوست بگرفتی خطا بود
  5. شمارهٔ ۳۳۴چه شد نایی که اندر نی تو را راه فغان گم شد
  6. شمارهٔ ۳۳۵باد دی در بوستان اظهار شوکت می‌کند
  7. شمارهٔ ۳۳۶سحرم نوبتی شاه چو زد نوبت عید
  8. شمارهٔ ۳۳۷به جنب قامت تو سرو را قیام نماند
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.