پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۲

اگر بسینه دل دغدار من باشد

هزار لاله و گل در کنار من باشد

اسیر گل شدن و پیش شمع جان دادن

نه کار بلبل و پروانه کار من باشد

چه غم که سنبل و گل رفت از چمن بیرون

که خط و خد بتان نو بهار من باشد

کهن سمندر عشقم نیم چو پروانه

از آن قرار در آتش قرار من باشد

حدیث چهره عذرا مگو بر وامق

در انجمن چو بت گلعذار من باشد

برزم پیل تنانش بخاک رخ مالند

پیاده گرچه بت شهسوار من باشد

مگو که جنس وجودت زچیست آشفته

زتار زلف بتان پود و تار من باشد

اگرچه بختی مستم زجوش باده شوق

کمند عشق نکویان مهار من باشد

مرا که کسوت فقر است زیب قامت صدق

زتاج کسوت جمشید عار من باشد

بشرب چشمه تسنیم و کوثرم چه هوس

زحوض میکده آبشار من باشد

زخیل فتنه آخر زمان مرا چه غمست

اگر ولایت حیدر حصار من باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۴گدای میکده در دست جام جم دارد
  2. شمارهٔ ۳۲۵لبت به بوسه اهل هوس نشان گردید
  3. شمارهٔ ۳۲۶یکدم آنرا که فراغت زدو عالم باشد
  4. شمارهٔ ۳۲۷امشب دل دیوانه غوغای دگر دارد
  5. شمارهٔ ۳۲۸عجب که بی تو شبی عاشقان بیاسایند
  6. شمارهٔ ۳۲۹با اینکه چشمانت به دل خنجر بسی بشکسته‌اند
  7. شمارهٔ ۳۳۰دیدی دلا که اهل جهان را وفا نبود
  8. شمارهٔ ۳۳۱یادم از آن لب شیرین شکر بار آمد
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.