پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۹

تنگست حرم سر زخرابات برآرید

مستانه سرا زخرقه طامات برآرید

تا صومعه داران فلک را بنشانند

سرمست هیاهوی مناجات برآرید

سر بر در میخانه بسائید سحرگاه

تا روح صفت سر بسموات برآرید

زهاد زکین ریخته خون خم می را

ای باده کشان دست مکافات برآرید

این دفتر آلوده بمی رنگ کن امشب

گو سبحه و سجاده بهیهات ب رارید

از رخت وجودم بزدا رنگ تعلق

هان کسوتم از آب خرابات برآرید

آشفته علی حاصل نفی آمد و اثبات

عالم همه از نفی و زاثبات برآرید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۱ماراست دوست یک دو جهان جمله دشمنند
  2. شمارهٔ ۳۶۲شمعی چو تو می‌باید تا بزم بیاراید
  3. شمارهٔ ۳۶۳آئی چو در قیامت محشر بهم برآید
  4. شمارهٔ ۳۶۴بلا مفتون بالای تو باشد
  5. شمارهٔ ۳۶۵کسی سر از قدم یار برنمی‌گیرد
  6. شمارهٔ ۳۶۶تا غمزه ات شبیخون در کشور سکون زد
  7. شمارهٔ ۳۶۷هر کرا عشق نهانی به زبان می‌آید
  8. شمارهٔ ۳۶۸بجز از لب تو پسته بجهان شکر نریزد
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.