پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۷

هر کرا عشق نهانی به زبان می‌آید

شمع‌سان آتش پیدایش به جان می‌آید

باغبان را خبری می‌دهد و گلچین را

عندلیبی به گلی گر به فغان می‌آید

هرکه او حالت طوفانی عشق تو بدید

حاش لله که ز دریا به کران می‌آید

هرکه در دوست شود فانی و هستی بنهد

نه از او نام بیابی نه نشان می‌آید

تا که در قصد که و خون که خواهد خوردن

ترک چشم تو که با تیر و سنان می‌آید

لذتی دیده از آن ابرو و مژگان که دلم

پیش آن تیر و کمان رقص‌کنان می‌آید

صیدی ار چاشنی از تیر و کمان تو برد

جان به کف از پی آن تیر و کمان می‌آید

همه دانند که من کشته چشمان توام

ناوک تیر نظر گرچه نهان می‌آید

به یکی حمله به هم بشکنم از صولت عشق

گر بر زمم سپه هردو جهان می‌آید

من که باشم که ز ذات تو بگویم سخنی

وصف رویت به حکایت به زبان می‌آید

آتشی داشت حدیثی که به دفتر بنوشت

کلک آشفته که دود از سر آن می‌آید

هر کرا بنده بخوانی تو که دست ازلی

عارش از خواجگی کون و مکان می‌آید

چه شود گر سگ خویشش شمری ای مولا

زآنکه بر درگه تو روز و شبان می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۹طرب ایبلبلان بهار آمد
  2. شمارهٔ ۳۷۰عاشقی را کز لب لعلی شرابش می‌دهند
  3. شمارهٔ ۳۷۱نیک باشد هر آنچه یار کند
  4. شمارهٔ ۳۷۲جان میدهم بسوغات باد ار پیامت آرد
  5. شمارهٔ ۳۷۳اگر جانان زدر آید چه اندیشه زجان باشد
  6. شمارهٔ ۳۷۴عشق نگوئی که بر قرار نماند
  7. شمارهٔ ۳۷۵شکر از لعل تو گفتم که نشانی دارد
  8. شمارهٔ ۳۷۶اگر آن ترک سیه‌چشم به شیراز آید
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.