پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۹

طرب ایبلبلان بهار آمد

شاخ گل در چمن ببار آمد

حشمت گل شکست شوکت خار

دی برون رفت و نوبهار آمد

زاغ در باغ گو مکن غوغا

نوبت غلغل هزار آمد

آب تبت ببرد خاک چمن

ناف گل نافه تتار آمد

نرگس از سر نهاد خواب و خمار

ساقی لاله میگسار آمد

سرو طوبی و گلبنان حورا

سلسبیل آب جویبار آمد

خاک نو کرد جامه نوروز

جامه نو کن که کهنه عار آمد

خاتم جم زدست اهرمنان

در کف شاه تاجدار آمد

صاحب تاج هل اتی علی آنک

کار فرمای ذوالفقار آمد

دل آشفته با هزاران غمم

در چنین روز کام کار آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۱نیک باشد هر آنچه یار کند
  2. شمارهٔ ۳۷۲جان میدهم بسوغات باد ار پیامت آرد
  3. شمارهٔ ۳۷۳اگر جانان زدر آید چه اندیشه زجان باشد
  4. شمارهٔ ۳۷۴عشق نگوئی که بر قرار نماند
  5. شمارهٔ ۳۷۵شکر از لعل تو گفتم که نشانی دارد
  6. شمارهٔ ۳۷۶اگر آن ترک سیه‌چشم به شیراز آید
  7. شمارهٔ ۳۷۷گر سرو چو بالای تو چالاک نباشد
  8. شمارهٔ ۳۷۸با قامت تو باغبان سرو صنوبر برکند
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.