پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۸

با قامت تو باغبان سرو صنوبر برکند

با عارضت حور جنان از خویش زیور برکند

ترک کمان کرده بزه پوشیده از خطت زره

تا جوشن اندر داوری از طوس نوذر برکند

اختر شناس ار اختری با تو نماید هم سری

با گز لک غیرت چو خور او چشم اختر برکند

ای ماه و خور هندوی تو جانها اسیر موی تو

در صولجان دل گوی تو کی شوقت از سر برکند

بنمای چشم و زلفکان بر باغبان در بوستان

تا ضیمران بیرون کند وز ریشه عبهر برکند

آن طاق ابرو را ملک تا بر سما برد از سمک

نقاش قدرت از فلک نقش دو پیکر برکند

کی عقل داند جای تو کانجا که ساید پای تو

رفرف بماند از تک و جبریل شهپر برکند

آشفته را کو سایه ای از آفتاب محشری

گر خیمه رحمت نبی از صحن محشر برکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۰خوابم چو با خیال جمالت یکی شود
  2. شمارهٔ ۳۸۱آندم که زنم از عشق فرخنده دمی باشد
  3. شمارهٔ ۳۸۲المنة لله که شب هجر سرآمد
  4. شمارهٔ ۳۸۳هر که در گلشن دل سرو سمن بردارد
  5. شمارهٔ ۳۸۴تنها نه ترک بچه من تندخو بود
  6. شمارهٔ ۳۸۵ترک من چون سر آن زلف معنبر شکند
  7. شمارهٔ ۳۸۶اگر آه مرا اندر شب هجران اثر باشد
  8. شمارهٔ ۳۸۷برون از دیده غواص صد دریای خون آمد
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.