پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۹

پیر میخانه چرا دوش مرا بار نداد

خامیم دید وز آن آب شرربار نداد

شاخ امید که از رشحه خم خرم بود

اندرین فصل بهارم زچه رو بار نداد

اثر نیک و بدی ها بنهاد من و توست

ساقی دور کرا باده بمعیار نداد

من بی پا و سرو طوف حریمش هیهات

بس کلیم آمدش و راه بدربار نداد

بار زلفین تو گفتم که زدل بردارم

دست و پاها زدم وباز دلم بار نداد

نافه مشک بود خشک که از چین و ختاست

این چنین مشک طری آهوی تاتار نداد

شکوه از شیخ و برهمن بکه گویم چکنم

آن براند از حرمم این ره خمار نداد

کیست در میکده یا رب که شکوهش امشب

مست را راند زدر راه به هشیار نداد

لعل ضحاک چه خونها که زهر دیده بریخت

زلف چون مار دلی نیست که آزار نداد

طوق کافر نشد و زینت دست مسلم

رشته تا زلف تو بر سبحه و زنار نداد

کی سلیمان شدیش زیر رنگین ملک جهان

تا باو لعل لبت خاتم زنهار نداد

بجز از احمد و حیدر که دو نور احدند

راه کس را به پس پرده اسرار نداد

کرده انکار خدائی و نبوت بیقین

هر کسی او بولای علی اقرار نداد

باری آشفته تو را دست بگیرد حیدر

راند گر شیخت و خمار گرت بار نداد

تا دم روح فزایش مدد روح نشد

دم عیسی اثری بر تن بیمار نداد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۱آندم که زنم از عشق فرخنده دمی باشد
  2. شمارهٔ ۳۸۲المنة لله که شب هجر سرآمد
  3. شمارهٔ ۳۸۳هر که در گلشن دل سرو سمن بردارد
  4. شمارهٔ ۳۸۴تنها نه ترک بچه من تندخو بود
  5. شمارهٔ ۳۸۵ترک من چون سر آن زلف معنبر شکند
  6. شمارهٔ ۳۸۶اگر آه مرا اندر شب هجران اثر باشد
  7. شمارهٔ ۳۸۷برون از دیده غواص صد دریای خون آمد
  8. شمارهٔ ۳۸۸اگر آن ماه پیکر پرده از رخسار برگیرد
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.