پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۶

اگر آن ترک سیه‌چشم به شیراز آید

بختِ برگشتهٔ عُشّاق ز در باز آید

هر که منصورصفت جا به سر دار گزید

در میان صف عشاق سرافراز آید

هر کجا ماه‌رخی چهره فروزد چون شمع

دل سراسیمه چو پروانه به پرواز آید

در جنون نیک سرانجام بود چون مجنون

هر که در مکتب عشق تو زآغاز آید

نشنوی وصف گل الا به چمن از بلبل

گرچه هر مرغ در این فصل نواساز آید

به هوای گل رویت همه شب مرغ دلم

همره مرغ سحرگاه به آواز آید

خون بسی خورد دل و کرد نهان قصه عشق

می‌ندانست که چشم تر غماز آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۸با قامت تو باغبان سرو صنوبر برکند
  2. شمارهٔ ۳۷۹پیر میخانه چرا دوش مرا بار نداد
  3. شمارهٔ ۳۸۰خوابم چو با خیال جمالت یکی شود
  4. شمارهٔ ۳۸۱آندم که زنم از عشق فرخنده دمی باشد
  5. شمارهٔ ۳۸۲المنة لله که شب هجر سرآمد
  6. شمارهٔ ۳۸۳هر که در گلشن دل سرو سمن بردارد
  7. شمارهٔ ۳۸۴تنها نه ترک بچه من تندخو بود
  8. شمارهٔ ۳۸۵ترک من چون سر آن زلف معنبر شکند
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.