پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

۱,۲۵۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ اگر آنزلف و بناگوش بود و آن قد و قامت
  2. شمارهٔ ۱۸۲ مرا که هجر تو در ششدر هلاک انداخت
  3. شمارهٔ ۱۸۳ آن غمی را که کران نیست غم حرمانست
  4. شمارهٔ ۱۸۴ هر که را سر زوفا خاک ره مقصود است
  5. شمارهٔ ۱۸۵ لعل شکربار یار من نمکین است
  6. شمارهٔ ۱۸۶ روز قیامت است که امشب بپای خاست
  7. شمارهٔ ۱۸۷ خضر را راه بسرچشمه حیوان تو نیست
  8. شمارهٔ ۱۸۸ کرده در غنچه نهان تنگ شکر کاین دهنست
  9. شمارهٔ ۱۸۹ به پیر میفروشان بر بشارت
  10. شمارهٔ ۱۹۰ بوفایت یکی از خیل نکورویان نیست
  11. شمارهٔ ۱۹۱ سنبل بوستان ز زلف تو سحرگه تاب داشت
  12. شمارهٔ ۱۹۲ زخم دل بهبود شد لعل نمک‌پاشی کجاست
  13. شمارهٔ ۱۹۳ از این آتش که عشقت در من افروخت
  14. شمارهٔ ۱۹۴ مرا کان لب شراب سلسبیل است
  15. شمارهٔ ۱۹۵ تو را که سینه ز سیم است دل چرا سنگ است
  16. شمارهٔ ۱۹۶ فکنده از نظرم گرچه چشم مدهوشت
  17. شمارهٔ ۱۹۷ المنة لله که ز نو عهد بهار است
  18. شمارهٔ ۱۹۸ دوست به خلوتگه دل برنشست
  19. شمارهٔ ۱۹۹ خوش سروناز و آن قد دلجوی خوشتر است
  20. شمارهٔ ۲۰۰ من بخود مشغول و یار از دست رفت
  21. شمارهٔ ۲۰۱ به کمانِ ابروان بست دو زلف چون کمندت
  22. شمارهٔ ۲۰۲ غیر سرت بسر و غیر تو در خاطر نیست
  23. شمارهٔ ۲۰۳ بی‌تو نتوانم نشستن تاب تنهاییم نیست
  24. شمارهٔ ۲۰۴ سرو چالاکی اگر سروی به رفتار آمده است
  25. شمارهٔ ۲۰۵ آدمی وار عیان گشت و پری وار برفت
  26. شمارهٔ ۲۰۶ حقا که ملامتگر روی تو ندیده است
  27. شمارهٔ ۲۰۷ فتنه کی از قد موزون تو چالاک‌تر است
  28. شمارهٔ ۲۰۸ بیدردی ای دل من و گوئی طبیب نیست
  29. شمارهٔ ۲۰۹ سودابه خم گیسو ضحاک لب نوشت
  30. شمارهٔ ۲۱۰ فکرم دقیق گشت بسی در میان دوست
  31. شمارهٔ ۲۱۱ آهسته ران خدا را جانها فدای جانت
  32. شمارهٔ ۲۱۲ مرا که زلف تو آشفته کرد و چشم تو مست
  33. شمارهٔ ۲۱۳ جلوه صبح ازل یک پرتوی از روی اوست
  34. شمارهٔ ۲۱۴ زشور آن لب شیرین که در جهان انداخت
  35. شمارهٔ ۲۱۵ باز با ما رقیب عربده داشت
  36. شمارهٔ ۲۱۶ دریغ نعمت وصل بتان که در گذر است
  37. شمارهٔ ۲۱۷ کاش پاینده شدی وصل تو چون هجرانت
  38. شمارهٔ ۲۱۸ صیاد زد به تیرم و بالم شکست و رفت
  39. شمارهٔ ۲۱۹ ای خوش آن عاشق بدنام که او نام نداشت
  40. شمارهٔ ۲۲۰ زاهد که همی گفت می ناب حرام است
  41. شمارهٔ ۲۲۱ ای ترک گر آزردن دلهات خیالست
  42. شمارهٔ ۲۲۲ ساقی قدحی در ده از باده انگورت
  43. شمارهٔ ۲۲۳ دریغ و درد که جان را سر مهاجرت است
  44. شمارهٔ ۲۲۴ محکی در میان دشمن و دوست
  45. شمارهٔ ۲۲۵ خاطرت هست که جز یاد در تو خاطر نیست
  46. شمارهٔ ۲۲۶ زلف تو یکجهان پریشان داشت
  47. شمارهٔ ۲۲۷ این دود که دوش از دل سودازده برخاست
  48. شمارهٔ ۲۲۸ بر آن سرم که برآرم زدل نهال محبت
  49. شمارهٔ ۲۲۹ از هر خوشی بدور جهان عشق خوشتر است
  50. شمارهٔ ۲۳۰ یارب این درد که درمان نپذیرد از چیست
  51. شمارهٔ ۲۳۱ گلم میار خدا را تو باغبان عنایت
  52. شمارهٔ ۲۳۲ برهان مرا تو یارب زکرم زدام حیرت
  53. شمارهٔ ۲۳۳ هوس ساده زخامم سر سودائی سوخت
  54. شمارهٔ ۲۳۴ این کجکله ترک قزلباش کدامست
  55. شمارهٔ ۲۳۵ از فلک عقد ثریاست که بر خاک آویخت
  56. شمارهٔ ۲۳۶ تن بی‌محبت و لاف ز جان آدمیت
  57. شمارهٔ ۲۳۷ آفتاب عشقبازان حسن عالمگیر تست
  58. شمارهٔ ۲۳۸ گر تو اقامت کنی به آن قد و قامت
  59. شمارهٔ ۲۳۹ هر که سودای بتان در دل دیوانه گذاشت
  60. شمارهٔ ۲۴۰ زینهار از دهان شیرینت

متن اشعار به نقل از گنجور.