پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۸

بر آن سرم که برآرم زدل نهال محبت

که بارهاست بجانم زاحتمال محبت

هر آنچه تخم وفا کشته ام جفا ثمرش بود

کسی نچیده جز این میوه از نهال محبت

چگونه صرف خیالش توان و عطف عنانم

که عمر من همه شد صرف در خیال محبت

چه غم که رفت سر و جان و مال و جاه زدستم

نه بذل مال و سر و جان بود کمال محبت

اگر وصال محبت نشد نصیب بدوران

همین بس است که دریافتی وصال محبت

کند بسیم و زر صیرفی تفاخر بیحد

مسی که پاک برون آمده زقال محبت

مکن تو شکوه که خون حبیب ریخت محبت

که نیک آمده این کارها بفال محبت

اگر چه یوسف مصر است حسن او نخرد کس

بچهره ای که نیفتاده است خال محبت

درون جمیل کن از جلوه جمال حبیبت

که تا زآینه بنمایدت جمال محبت

حدیث کوثر و تسنیم آب خضر نگوئی

زجام عشق بنوشی اگر زلال محبت

نه عشق زاده حب است و مظهر رخ حیدر

مباد آنکه شوی غافلی از جلال محبت

اگر بدام تو آشفته را شکست پر و بال

پرد بگرد در و بام تو ببال محبت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۰یارب این درد که درمان نپذیرد از چیست
  2. شمارهٔ ۲۳۱گلم میار خدا را تو باغبان عنایت
  3. شمارهٔ ۲۳۲برهان مرا تو یارب زکرم زدام حیرت
  4. شمارهٔ ۲۳۳هوس ساده زخامم سر سودائی سوخت
  5. شمارهٔ ۲۳۴این کجکله ترک قزلباش کدامست
  6. شمارهٔ ۲۳۵از فلک عقد ثریاست که بر خاک آویخت
  7. شمارهٔ ۲۳۶تن بی‌محبت و لاف ز جان آدمیت
  8. شمارهٔ ۲۳۷آفتاب عشقبازان حسن عالمگیر تست
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.