پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۳

هوس ساده زخامم سر سودائی سوخت

شرر عشق بتان خرمن دانائی سوخت

شوق شکر دهنان دوخت لب گفتارم

طوطی طبع مرا قوه گویائی سوخت

بنشین در قفس ایدل زتماشا بگذر

کآه بلبل بچمن خیل تماشائی سوخت

ترک در کشور یغما چو تو یغمائی نیست

کزدم تیغ کجت چینی و یغمائی سوخت

برقی از آه دل خسته برون جست بدشت

دل کوه از شررش با همه خارائی سوخت

خود بیاراست در آئینه بر آتش زد مشک

آینه دید چون آن طرز خود آرائی سوخت

جگر زاهد اگر سخت بکانون زریا

خرقه رند قدح خوار برسوائی سوخت

این چه باده است که تاریخت زمینا در جام

اثر آتش او گنبد مینائی سوخت

بزن آبی بدل سوخته آشفته

کاندر آتش بهوای بت هر جائی سوخت

شمه عشق تو روزی به نیستان گفتم

آتشی خاست زنی کز اثرش نائی سوخت

خواست دیده که شود آگه از نور علی

چون تف چشمه خور حاصل بینائی سوخت

عجبی نیست اگر سوخت مگس را پر و بال

شکری بود کزو دکه حلوائی سوخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۵از فلک عقد ثریاست که بر خاک آویخت
  2. شمارهٔ ۲۳۶تن بی‌محبت و لاف ز جان آدمیت
  3. شمارهٔ ۲۳۷آفتاب عشقبازان حسن عالمگیر تست
  4. شمارهٔ ۲۳۸گر تو اقامت کنی به آن قد و قامت
  5. شمارهٔ ۲۳۹هر که سودای بتان در دل دیوانه گذاشت
  6. شمارهٔ ۲۴۰زینهار از دهان شیرینت
  7. شمارهٔ ۲۴۱شهریست حسن و زلف و رخت صبح و شام اوست
  8. شمارهٔ ۲۴۲من کیستم که وصف کنم از جمال دوست
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.