پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۴

مرا کان لب شراب سلسبیل است

می خلد ار خورم خونم سبیل است

رطب زان لعل شیرین چاشنی یافت

اگر خرما به بستان بر نخیل است

تو را ای ناخدا یا رب چه نام است

که آب بحرت از خون قتیل است

گذار کاروان افتد به کویت

مسافر را چه پروای رحیل است

نخسبد چشم مجنون لیلة الهجر

که راه کوی لیلی بس طویل است

چه میپرسی ز فرسنگ ره عشق

که آه عاشقان در راه میل است

تو را نه سرمه میساید نه وسمه

در آن صورت نه جای کحل و میل است

دو ابروی تو بی وسمه وسیم است

سیه چشم تو بی سرمه کحیل است

بود عقل ار سلیمان پیش عشقت

چو مور افتاده اندر پای پیل است

خدا جنت به میخواران کرم کرد

اگر واعظ کند کتمان بخیل است

جمال شاهد خود را بنازم

که از آغاز بیغازه جمیل است

بدان نسبت که باری بی شریکست

نگار ما بیاری بی بدیل است

نخواهم دور ماند از آب حیوان

مرا خضر محبت تا دلیل است

گرت معنی بود آشفته در سر

سخن جز مدح حیدر قال و قیل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۶فکنده از نظرم گرچه چشم مدهوشت
  2. شمارهٔ ۱۹۷المنة لله که ز نو عهد بهار است
  3. شمارهٔ ۱۹۸دوست به خلوتگه دل برنشست
  4. شمارهٔ ۱۹۹خوش سروناز و آن قد دلجوی خوشتر است
  5. شمارهٔ ۲۰۰من بخود مشغول و یار از دست رفت
  6. شمارهٔ ۲۰۱به کمانِ ابروان بست دو زلف چون کمندت
  7. شمارهٔ ۲۰۲غیر سرت بسر و غیر تو در خاطر نیست
  8. شمارهٔ ۲۰۳بی‌تو نتوانم نشستن تاب تنهاییم نیست
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.