پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

من بخود مشغول و یار از دست رفت

چون کنم یاران که کار از دست رفت

روزگارم صرف شد در انتظار

تیغ برکش روزگار از دست رفت

عقل و دین و صبر و هوشم بد دریغ

عشق آمد هر چهار از دست رفت

باز پس ناید دگر زان چین زلف

دل که ما را چند بار از دست رفت

دل ندادم تا که بودم اختیار

چون کنم چون اختیار از دست رفت

تا که با پیمانه شد عهد و قرار

عهد و پیمان و قرار از دست رفت

هست آشفته علی چون یار دل

از چه میگوئی که یار از دست رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲غیر سرت بسر و غیر تو در خاطر نیست
  2. شمارهٔ ۲۰۳بی‌تو نتوانم نشستن تاب تنهاییم نیست
  3. شمارهٔ ۲۰۴سرو چالاکی اگر سروی به رفتار آمده است
  4. شمارهٔ ۲۰۵آدمی وار عیان گشت و پری وار برفت
  5. شمارهٔ ۲۰۶حقا که ملامتگر روی تو ندیده است
  6. شمارهٔ ۲۰۷فتنه کی از قد موزون تو چالاک‌تر است
  7. شمارهٔ ۲۰۸بیدردی ای دل من و گوئی طبیب نیست
  8. شمارهٔ ۲۰۹سودابه خم گیسو ضحاک لب نوشت
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.