پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۶

حقا که ملامتگر روی تو ندیده است

معنی نشینده است و بصورت نگردیده است

پیغام که آورد سحر باد که از شوق

دیوانه شده بلبل و گل جامه دریده است

ای حلقه بگوش خم زلفین تو خورشید

خط تو خط باطله بر ماه کشیده است

من سینه بناخن بشکافم بره عشق

نشکافت که فرهاد حزین سنگ بریده است

فرهاد نخورده است بجز تیشه خون ریز

خسرو سخن تلخ زشیرین نشنیده است

بی ناوک دلدوز تو دل در بر عشاق

چون ماهی بی آب که در خاک طپیده است

از عشق ندیدیم بجز آتش سوزان

کس از شجر طور جز این میوه نچیده است

نازم رخ بی مثل و نظیر تو که دیده ‏

جز در بر آئینه نظیر تو ندیده است

گو دم مزن از وجد و سماع و طرب و حال

صوفی که زصهبای محبت نچشیده است

شرح غم زلف تو نگارد عجبی نیست

از خامه آشفته اگر مشک چکیده است

زاهد تو و محراب که عاشق بعبادت

محراب بجز آن خم ابرو نگزیده است

ما و رخ زیبای علی آنکه چو نقشش

نقاش ازل بر ورق کن نکشیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۸بیدردی ای دل من و گوئی طبیب نیست
  2. شمارهٔ ۲۰۹سودابه خم گیسو ضحاک لب نوشت
  3. شمارهٔ ۲۱۰فکرم دقیق گشت بسی در میان دوست
  4. شمارهٔ ۲۱۱آهسته ران خدا را جانها فدای جانت
  5. شمارهٔ ۲۱۲مرا که زلف تو آشفته کرد و چشم تو مست
  6. شمارهٔ ۲۱۳جلوه صبح ازل یک پرتوی از روی اوست
  7. شمارهٔ ۲۱۴زشور آن لب شیرین که در جهان انداخت
  8. شمارهٔ ۲۱۵باز با ما رقیب عربده داشت
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.