پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۳

جلوه صبح ازل یک پرتوی از روی اوست

تاری شام ابد اندر شکنج موی اوست

قاب و قوسین و کمان رستتم و تیغ دو سر

این همه اندر اشارات خم ابروی اوست

کعبه و دار السلام و وادی طورو بهشت

یک مقام امن از خیل گدای کوی اوست

اژدهای سحرخوار ان طره جادو فریب

دست موسائی نهان اندر خم گیسوی اوست

هندوان گر میپرستند آفتاب آسمان

آفتاب و ماه و انجم یکسره هندوی اوست

آفرینش بسته یک نکته از لعل لبش

معجزات انبیا در غمزه جادوی اوست

حاجیان روبر هجیر و بت پرستان روبدیر

روی آشفته از این و آن همه بر روی اوست

نوح و آدم را نجاتی هست از طوفان حشر

زانکه ایشان را پناه وجای در پهلوی اوست

حیف باشد آبروی او بریزد پیش خصم

ای امام راستان آن را که رودرروی اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۵باز با ما رقیب عربده داشت
  2. شمارهٔ ۲۱۶دریغ نعمت وصل بتان که در گذر است
  3. شمارهٔ ۲۱۷کاش پاینده شدی وصل تو چون هجرانت
  4. شمارهٔ ۲۱۸صیاد زد به تیرم و بالم شکست و رفت
  5. شمارهٔ ۲۱۹ای خوش آن عاشق بدنام که او نام نداشت
  6. شمارهٔ ۲۲۰زاهد که همی گفت می ناب حرام است
  7. شمارهٔ ۲۲۱ای ترک گر آزردن دلهات خیالست
  8. شمارهٔ ۲۲۲ساقی قدحی در ده از باده انگورت
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.