پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۶

دریغ نعمت وصل بتان که در گذر است

خوشست لؤلؤ رنگین و بحر پرخطر است

بهار و باغ و گل و عندلیب سرخوش مست

زتندباد خزانی هنوز بی خبر است

مجو زنخل محبت ثمر بجز حرمان

که باغبان بودش عشق وآبش از بصر است

اگر که جلوه یار است طالبان سوزد

اگرچه نخله طور است بار او شرر است

حدیث روز قیامت که گفت طولانیست

زشام هجر تو یک شمه لیک مختصر است

رقید عقل برستم سمر شدم بجنون

مگوکه تخم وفا ای عزیز بی ثمر است

بزخم تیر و سنان شاید ار نهی مرهم

هلاک آن دل خونین که زخمش از نظر است

دو چشم وقف براه غبار قافله است

دو گوش در ره پیغام یار نوسفر است

بهشت و حوری وغلمان چه میکند یعقوب

که خاطرش متعلق بصحبت پسر است

بطوف کوه و کمر چند میروی با سر

خوشا کسی که بیاد تو دست در کمر است

بگیر دامن آه سحر تو آشفته

که در جهان اثر ار هست از دم سحر است

بصبر کوش که تا میوه مراد بری

که ریشه تا که درآ بست قابل ثمر است

در وصال گشاید بپنجه غیبی

علی که فاتح ابواب دوست دادگر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۸صیاد زد به تیرم و بالم شکست و رفت
  2. شمارهٔ ۲۱۹ای خوش آن عاشق بدنام که او نام نداشت
  3. شمارهٔ ۲۲۰زاهد که همی گفت می ناب حرام است
  4. شمارهٔ ۲۲۱ای ترک گر آزردن دلهات خیالست
  5. شمارهٔ ۲۲۲ساقی قدحی در ده از باده انگورت
  6. شمارهٔ ۲۲۳دریغ و درد که جان را سر مهاجرت است
  7. شمارهٔ ۲۲۴محکی در میان دشمن و دوست
  8. شمارهٔ ۲۲۵خاطرت هست که جز یاد در تو خاطر نیست
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.