پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۲

ساقی قدحی در ده از باده انگورت

مگذار بدرد سر میخوراه و مخمورت

ای بلبل خوش الحان برخیز و نوا سرکن

کز پرده برون آمد آن نوگل مستورت

عذری بطلب از شیخ وزتوبه بکن توبه

کز عفو کریمانه حق داشته معذورت

در طارم مینائی در کاخ مسیحائی

مطرب بفکن غوغا از ناله طنبورت

گو از ستم خسرو بر سر رودش تیشه

فرهاد کجا از سر شیرین بنهد شورت

فسق من و زهد تو در پرده پندار است

زاهد عمل مجهول دارد زچه مغرورت

دشمن شود ار عالم ما و در میخانه

خواند از سگ خویشت دوست عار است زمغفورت

ساقی چ زدر آمد با ساغر پر از می

مه تابد و هم خورشید اندر شب دیجورت

بر کوری دشمن هی ساقی بقدح می کن

هان عید رسید از پی کو ساغر بلورت

عیدی همه شاید خیز جانبخش و فرح انگیز

گو شیخ که باطل شد آن آیت مسحورت

شد غاصب حق حق امشب بدرک ملحق

مطرب بنواز از نو چنگ و نی و طنبورت

می نشئه مسروریست و زمد عیان دوریست

آشفته تمتع گیرهان از می و منظورت

می عشق و علی ساقی باقی همه الحاقی

منظور چو شد حیدر هم نار شود نورت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۴محکی در میان دشمن و دوست
  2. شمارهٔ ۲۲۵خاطرت هست که جز یاد در تو خاطر نیست
  3. شمارهٔ ۲۲۶زلف تو یکجهان پریشان داشت
  4. شمارهٔ ۲۲۷این دود که دوش از دل سودازده برخاست
  5. شمارهٔ ۲۲۸بر آن سرم که برآرم زدل نهال محبت
  6. شمارهٔ ۲۲۹از هر خوشی بدور جهان عشق خوشتر است
  7. شمارهٔ ۲۳۰یارب این درد که درمان نپذیرد از چیست
  8. شمارهٔ ۲۳۱گلم میار خدا را تو باغبان عنایت
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.