پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

۱,۲۵۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ دیوانه ای که از تو در او وجد و حالتست
  2. شمارهٔ ۱۲۲ زینهار از دو ترک خونخوارت
  3. شمارهٔ ۱۲۳ گمان مبر که مرا با تو ماجرائی هست
  4. شمارهٔ ۱۲۴ جامه کعبه چو خم موی تست
  5. شمارهٔ ۱۲۵ هر کرا عشق در کمند انداخت
  6. شمارهٔ ۱۲۶ دل و دین خلق برده خط و خال دل‌فریبت
  7. شمارهٔ ۱۲۷ آن را که کشوری بنگاهی مسلم است
  8. شمارهٔ ۱۲۸ بیا و پرده برانداز از جمال ای دوست
  9. شمارهٔ ۱۲۹ آنرا که دوست هست چه پروای دشمن است
  10. شمارهٔ ۱۳۰ خون می‌خوری و نیستت از خلق مخافت
  11. شمارهٔ ۱۳۱ تا خم و خمخانه بدست علیست
  12. شمارهٔ ۱۳۲ عشق بتان حاصل ایام ماست
  13. شمارهٔ ۱۳۳ مستی عشق به جز غمزهٔ چشمان تو نیست
  14. شمارهٔ ۱۳۴ آمد زدرم خراب و سرمست
  15. شمارهٔ ۱۳۵ جا کرده میان جان من دوست
  16. شمارهٔ ۱۳۶ دید چو دیده دو بین در همه روشناییت
  17. شمارهٔ ۱۳۷ مطرب این شور که در پرده عشاق نواخت
  18. شمارهٔ ۱۳۸ خلقت هر چیز از آب و گل است
  19. شمارهٔ ۱۳۹ پیرانه سر هوای جوانی بسر مراست
  20. شمارهٔ ۱۴۰ خورشید رخت زیر خم زلف نهانست
  21. شمارهٔ ۱۴۱ ای سر زلف سیه هم دست و همدستان تراست
  22. شمارهٔ ۱۴۲ عندلیبا در چمن آوازه آواز تست
  23. شمارهٔ ۱۴۳ از شعله آه من جهان سوخت
  24. شمارهٔ ۱۴۴ نام جانرا نتوان برد که جانان اینجاست
  25. شمارهٔ ۱۴۵ چه خون‌ها ریختی ساقی ز چشم فتنه‌انگیزت
  26. شمارهٔ ۱۴۶ دلی که روز و شبان از پی نظر می‌گشت
  27. شمارهٔ ۱۴۷ به غیر ساحت لیلی اگرچه صحرایی‌ست
  28. شمارهٔ ۱۴۸ تو را سری در آن موی میان هست
  29. شمارهٔ ۱۴۹ مرا تو حاصل گفتاری از جهان ای دوست
  30. شمارهٔ ۱۵۰ هر کرا خسرو دل در گرو شیرین است
  31. شمارهٔ ۱۵۱ ز لولیان چو بتم شاهدی به شنگی نیست
  32. شمارهٔ ۱۵۲ مگر لیلی میان کاروان است
  33. شمارهٔ ۱۵۳ بهای عشق که داند که در جهان چند است
  34. شمارهٔ ۱۵۴ چشمه خور برای دیدن نیست
  35. شمارهٔ ۱۵۵ وه که جز جور و جفا رسم نکورویان نیست
  36. شمارهٔ ۱۵۶ بت پرستنده بت رویت
  37. شمارهٔ ۱۵۷ این شکل بشر زمشکلاتست
  38. شمارهٔ ۱۵۸ ای قضا و قدر اِستاده به حکم و رایَت،
  39. شمارهٔ ۱۵۹ لبش هنوز ز طفلی نشسته از شیر است
  40. شمارهٔ ۱۶۰ دل از دو جهان کرده بعشق تو قناعت
  41. شمارهٔ ۱۶۱ خار ره عشق بوستان است
  42. شمارهٔ ۱۶۲ زتن بریدن جان پیش عاشق آسانست
  43. شمارهٔ ۱۶۳ هر کرا چشم هر نفس بکسی است
  44. شمارهٔ ۱۶۴ ما را که بر زبان نبود غیر نام دوست
  45. شمارهٔ ۱۶۵ هر غیر که بنگری زیار است
  46. شمارهٔ ۱۶۶ ما را بجز شراب محبت شراب نیست
  47. شمارهٔ ۱۶۷ منظر روی بتان قبله اهل نظر است
  48. شمارهٔ ۱۶۸ آن فتنه زانجمن چو برخاست
  49. شمارهٔ ۱۶۹ جز عشق کسی را بدرون سلطنتی نیست
  50. شمارهٔ ۱۷۰ مجوی چشمه حیوان به جان طلب لب دوست
  51. شمارهٔ ۱۷۱ عقرب زلف کجت بماه قرین است
  52. شمارهٔ ۱۷۲ گر جهانم یار باشد کیست باری چون تو دوست
  53. شمارهٔ ۱۷۳ بیداری خیال تو از خواب خوشترست
  54. شمارهٔ ۱۷۴ سر این سوختن ایشمع اگر نیست عیانت
  55. شمارهٔ ۱۷۵ ای خاطر مشتاقان مشتاق به پیغامت
  56. شمارهٔ ۱۷۶ خلق مشتاق و ندیده رخ همچون قمرت
  57. شمارهٔ ۱۷۷ یارب این پیکر مطبوع چه نفس عجبست
  58. شمارهٔ ۱۷۸ گره زکار چو نگشود زاهدا زعبادت
  59. شمارهٔ ۱۷۹ زهجر زلف تو گفتم شبی کنیم شکایت
  60. شمارهٔ ۱۸۰ ز عشق روی تو هر کو مرا نمود ملامت

متن اشعار به نقل از گنجور.