پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

دل از دو جهان کرده بعشق تو قناعت

جان سوده بخاک حرمت جبهه طاعت

دل اهل ریاضت بود و با دهنت ساخت

با هیچ کند صبر به تنگی قناعت

از طعنه دشمن نروم من زدر دوست

گو سنگ ملامت بزن و تیر شناعت

ما را بجز از بار گنه نیست متاعی

جز عفو تو کس را نشناسم بشفاعت

شاید مس قلب من خاکی شود اکسیر

از خاک سیه زر بکنند اهل صناعت

جز جان پی ایثار توام نیست متاعی

جز عفو تو کس را نشناسم بشفاعت

شاید مس قلب من خاکی شود اکسیر

از خاک سیه زر بکنند اهل صناعت

جز جان پی ایثار توام نیست متاعی

با قیمت یوسف چکند تنگ بضاعت

گفتی بدم مرگ بود ساعت وصلم

من روز و شبان میشمرم آندم و ساعت

پروانه صفت گرد سر شمع بگردیم

کز سوختنش بزم فروزند جماعت

هر کس بامید عمل آید بصف حشر

آشفته درآید زدر عجز و ضراعت

المنت لله که ثمر حب علی داد

تخمی که در این مزرعه کردیم زراعت

دین و دل و صبر و خرد و جان و تنی بود

در دادم و شرمنده زتنگی بضاعت

طفلی بصف عشق بجولان چه درآید

رستم نزده لاف زمردی و شجاعت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲زتن بریدن جان پیش عاشق آسانست
  2. شمارهٔ ۱۶۳هر کرا چشم هر نفس بکسی است
  3. شمارهٔ ۱۶۴ما را که بر زبان نبود غیر نام دوست
  4. شمارهٔ ۱۶۵هر غیر که بنگری زیار است
  5. شمارهٔ ۱۶۶ما را بجز شراب محبت شراب نیست
  6. شمارهٔ ۱۶۷منظر روی بتان قبله اهل نظر است
  7. شمارهٔ ۱۶۸آن فتنه زانجمن چو برخاست
  8. شمارهٔ ۱۶۹جز عشق کسی را بدرون سلطنتی نیست
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.