پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۳

بیداری خیال تو از خواب خوشترست

زهر حبیب از شکر ناب خوشترست

لب تشنگان بادیه شوق را زتیغ

آبی بده که کشته سیراب خوشترست

دل گرد طوف کعبه زلف تو از شعاع

بر شبروان بادیه مهتاب خوشترست

گفتم دو دیده باز کن از خواب بامداد

گفتا خموش فتنه در خواب خوشترست

بستر کنم زنشتر اندر شب فراق

زیرا که خار بی تو زسنجاب خوشترست

نه ماهیم سمندر عشقم خدای را

گو آتشم بیار که از آب خوشترست

در صحبت رقیب چه ذوقت ززندگیست

جان باختن بمقدم احباب خوشترست

بنویس نسخه زان لب شیرین مرا طبیب

کان گلشکر بطبع زجلاب خوشترست

گر دعوتم کنند اعادی سوی بهشت

درد و زخم بصحبت احباب خوشترست

آشفته در حدیث زهر باب درببند

وصف علی و آل زهر باب خوشترست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۵ای خاطر مشتاقان مشتاق به پیغامت
  2. شمارهٔ ۱۷۶خلق مشتاق و ندیده رخ همچون قمرت
  3. شمارهٔ ۱۷۷یارب این پیکر مطبوع چه نفس عجبست
  4. شمارهٔ ۱۷۸گره زکار چو نگشود زاهدا زعبادت
  5. شمارهٔ ۱۷۹زهجر زلف تو گفتم شبی کنیم شکایت
  6. شمارهٔ ۱۸۰ز عشق روی تو هر کو مرا نمود ملامت
  7. شمارهٔ ۱۸۱اگر آنزلف و بناگوش بود و آن قد و قامت
  8. شمارهٔ ۱۸۲مرا که هجر تو در ششدر هلاک انداخت
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.