پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸

بیا و پرده برانداز از جمال ای دوست

به عاشقان بنما حسن لایزال ای دوست

بتا ز عاشق صادق مپوش روی جمیل

چرا که آینه شد مظهر جمال ای دوست

مرا که در سم گلگون تو نشد سر خاک

چگونه سر به در آرم ز انفعال ای دوست

حضور غیر به کویت ملالت از چه دهد

که در بهشت ندیده است کس ملال ای دوست

به احتمال وفا عمرها به سر بردم

نمانده است دگر جای احتمال ای دوست

سواد چشم من آن خال و زلف رشته جان

کجا زره بردم کس به زلف و خال ای دوست

مرا دوهفته‌مها بی‌تو صبر هفته نبود

چه شد که کار کشیده به ماه و سال ای دوست

درآ به خانه‌ام ای ماه مشتری‌غبغب

برآر کوکب آشفته از وبال ای دوست

اگر مسیح که محتاج یک دم از لب تست

وگر که خضر بود تشنه زلال ای دوست

پناه ماست در آستان حضرت تو

اگرچه هست مرا خصم بدسگال ای دوست

اگر زمانه پلنگ‌افکنست و روبه‌باز

بگیر سلسله سر ذوالجلال ای دوست

کنون که پیر مغانم ز اهل میکده خواند

به جام جم ندهد کاسه سفال ای دوست

مزن دلا در دیگر بهر زه بهر طلب

که نیست در دو جهان جز علی و آل ای دوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰خون می‌خوری و نیستت از خلق مخافت
  2. شمارهٔ ۱۳۱تا خم و خمخانه بدست علیست
  3. شمارهٔ ۱۳۲عشق بتان حاصل ایام ماست
  4. شمارهٔ ۱۳۳مستی عشق به جز غمزهٔ چشمان تو نیست
  5. شمارهٔ ۱۳۴آمد زدرم خراب و سرمست
  6. شمارهٔ ۱۳۵جا کرده میان جان من دوست
  7. شمارهٔ ۱۳۶دید چو دیده دو بین در همه روشناییت
  8. شمارهٔ ۱۳۷مطرب این شور که در پرده عشاق نواخت
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.