پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۰

بوفایت یکی از خیل نکورویان نیست

چون گل روی تو در گلشن گلرویان نیست

جویمت باز و گمانم که نه آدم باشد

هر که گم کرده ما را بجهان جویان نیست

نه ره کعبه عشقت من تنها پویم

نیست یکتن زنکویان که ترا جویان نیست

منکه چون شیر و شکر در تو در آمیخته ام

در مذاقم اثر از تلخی بدگویان نیست

نبود عیب نکوئی تو بدخوئی تو

نیست یکتن که در این راه بسر پویان نیست

آنکه دل برد پریوار و زمردم بگریخت

نبود مردم و از جنس پریرویان نیست

مظهر نور علی بود خود آشفته مگر

ورنه آتش به جهان قبله هندویان نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۲زخم دل بهبود شد لعل نمک‌پاشی کجاست
  2. شمارهٔ ۱۹۳از این آتش که عشقت در من افروخت
  3. شمارهٔ ۱۹۴مرا کان لب شراب سلسبیل است
  4. شمارهٔ ۱۹۵تو را که سینه ز سیم است دل چرا سنگ است
  5. شمارهٔ ۱۹۶فکنده از نظرم گرچه چشم مدهوشت
  6. شمارهٔ ۱۹۷المنة لله که ز نو عهد بهار است
  7. شمارهٔ ۱۹۸دوست به خلوتگه دل برنشست
  8. شمارهٔ ۱۹۹خوش سروناز و آن قد دلجوی خوشتر است
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.